بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
هیچ موقع و در هیچ موضوعی به ویژه مسائل عقلی، شناختی و حقوقی - فقهی - احساسی و شعاری برخورد ننمایید.پسران نیز با رسیدن به سن بلوغ، هر اختیاری ندارند. به راستی چرا پسران مردان، بیش از دختران زنان، خواهان برداشته شدن هر نوع قیدی برای دختران و زنان می باشند؛ دلشان برای آنها سوخته،یا پیگیر منافع خودشان هستند؟!
چرا اذن پدر را اجازۀ ولی می گویید، در حالی که مادر یا پدر مادر نیز به نوعی ولی است، اما اذن آنها لازم نیست، بلکه فقط اذن پدر و یا جدی پدری لازم است؟!
مگر هر کجا که اذن لازم باشد، دلیل بر بیعقلی است؟! اگر قانون بگوید شما حق ندارید بدون مجوز اذن خروج از کشور یا شهر خارج شوید – با بدون اخذ مجوز شرکت، کارخانه و یا فروشگاهی تأسیس نمایید؛ و یا سازمان و یا تشکیلاتی بگوید: زیر مجموعه، از مدیر کل گرفته تا کارمندان ساده، حق ندارند بدون مجوز وارد و یا خارج شوند و یا غیبت نمایند و یا ...، آیا دلیل بر بیعقل و منطق بودن زیر مجموعه می باشد؟!
خانواده، اولین و مقدسترین کانون اجتماعی و یک سازمان و تشکیلات معظم در انسانسازی میباشد. پس، روابط خانوادگی باید قانونمند باشد.
مگر عقل دختر بیست سالۀ باکره که باید برای ازدواجش از پدر اذن بگیرد، با زن مطلقه 20 ساله که لازم نیست اذن بگیرد متفاوت است؟! مگر با مرگ پدر عقل دختر کامل میشود که دیگر نیازی نیست از مادر، برادر، عمو، دایی و یا هیچ کس دیگری اذن بگیرد؟!
مگر تکلیف به معنای تکامل عقل و منطق در دختر یا پسر می باشد؟! خیر، بلکه سنّ تکلیف یعنی همانگونه که جسمش بالغ شده، ولی هنوز به رشد کامل نرسیده، عقل و قلبش نیز بالغ شده و وارد مرتبهای شده است که میتواند فکر کند، بشناسد، خود را ملزم به رعایت حدود و قوانین احکام بنماید ...، و به این قابلیت رسیده که خداوند متعال او را مخاطب خود قرار دهد.
عقل و عاطفه : پسر و دختر یا مرد و زن، هر دو هم عقل دارند، هم عاطفه و هم احساسات؛ و چه بسا عقل زنی کاملتر از بسیاری از مردان باشد و یا عواطف و احساسات مردی لطیفتر از بسیاری از بانوان باشد، چنان که بیشتر جامعۀ شاعران، قصهنویسان، نقاشان و سایر هنرهایی که برخاسته از عواطف و احساسات میباشد را مردان تشکیل میدهند.
اما، ایجاب جایگاه، نقش اصلی و انجام تکالیف محوله بر مرد در چرخۀ زندگی فردی و اجتماعی این است که عقلش بر عواطفش غلبه کند و ایجاب جایگاه، نقش اصلی و انجام تکالیف محوله بر زن این است که عواطفش بر عقلش غلبه کند؛ و البته مقصود از عقل در اینجا، آن عقل شناختی در مباحث کلان نظری نیست،(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
هیچ موقع و در هیچ موضوعی به ویژه مسائل عقلی، شناختی و حقوقی - فقهی - احساسی و شعاری برخورد ننمایید.پسران نیز با رسیدن به سن بلوغ، هر اختیاری ندارند. به راستی چرا پسران مردان، بیش از دختران زنان، خواهان برداشته شدن هر نوع قیدی برای دختران و زنان می باشند؛ دلشان برای آنها سوخته،یا پیگیر منافع خودشان هستند؟!
چرا اذن پدر را اجازۀ ولی می گویید، در حالی که مادر یا پدر مادر نیز به نوعی ولی است، اما اذن آنها لازم نیست، بلکه فقط اذن پدر و یا جدی پدری لازم است؟!
مگر هر کجا که اذن لازم باشد، دلیل بر بیعقلی است؟! اگر قانون بگوید شما حق ندارید بدون مجوز اذن خروج از کشور یا شهر خارج شوید – با بدون اخذ مجوز شرکت، کارخانه و یا فروشگاهی تأسیس نمایید؛ و یا سازمان و یا تشکیلاتی بگوید: زیر مجموعه، از مدیر کل گرفته تا کارمندان ساده، حق ندارند بدون مجوز وارد و یا خارج شوند و یا غیبت نمایند و یا ...، آیا دلیل بر بیعقل و منطق بودن زیر مجموعه می باشد؟!
خانواده، اولین و مقدسترین کانون اجتماعی و یک سازمان و تشکیلات معظم در انسانسازی میباشد. پس، روابط خانوادگی باید قانونمند باشد.
مگر عقل دختر بیست سالۀ باکره که باید برای ازدواجش از پدر اذن بگیرد، با زن مطلقه 20 ساله که لازم نیست اذن بگیرد متفاوت است؟! مگر با مرگ پدر عقل دختر کامل میشود که دیگر نیازی نیست از مادر، برادر، عمو، دایی و یا هیچ کس دیگری اذن بگیرد؟!
مگر تکلیف به معنای تکامل عقل و منطق در دختر یا پسر می باشد؟! خیر، بلکه سنّ تکلیف یعنی همانگونه که جسمش بالغ شده، ولی هنوز به رشد کامل نرسیده، عقل و قلبش نیز بالغ شده و وارد مرتبهای شده است که میتواند فکر کند، بشناسد، خود را ملزم به رعایت حدود و قوانین احکام بنماید ...، و به این قابلیت رسیده که خداوند متعال او را مخاطب خود قرار دهد.
عقل و عاطفه : پسر و دختر یا مرد و زن، هر دو هم عقل دارند، هم عاطفه و هم احساسات؛ و چه بسا عقل زنی کاملتر از بسیاری از مردان باشد و یا عواطف و احساسات مردی لطیفتر از بسیاری از بانوان باشد، چنان که بیشتر جامعۀ شاعران، قصهنویسان، نقاشان و سایر هنرهایی که برخاسته از عواطف و احساسات میباشد را مردان تشکیل میدهند.
اما، ایجاب جایگاه، نقش اصلی و انجام تکالیف محوله بر مرد در چرخۀ زندگی فردی و اجتماعی این است که عقلش بر عواطفش غلبه کند و ایجاب جایگاه، نقش اصلی و انجام تکالیف محوله بر زن این است که عواطفش بر عقلش غلبه کند؛ و البته مقصود از عقل در اینجا، آن عقل شناختی در مباحث کلان نظری نیست،(ادامه دارد...)
- ۲۹
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط