{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راه رفتن را ياد گرفتيم تا دويدن را بلد شويم، دويدن را ياد

راه رفتن را ياد گرفتيم تا دويدن را بلد شويم، دويدن را ياد گرفتيم تا روشے براے زودتر رسيدن پيدا کنيم، و دويديم و دويديم و دويديم...
بى آنکہ بدانيم سہم ما از زندگے فقط دويدن بود نہ رسيدن...!!!
دیدگاه ها (۴)

ﭼﻪ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﭘﺎﮐﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﮐﻔﺶ ﻫﺎ ! ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﮔﻢ ﺷﻮﺩ ، ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺁﻭﺍﺭ...

گاهیــ یک نفر با نفسهایشـــــــبا نگاهشـــــبا کلامشــبا وجو...

به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیمنان را تو ببر...که راهـت ب...

ﺧﺪﺍﯾﺎ... ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﻢ... ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺷﮑﺮﯼ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ... ﺍﻣﺎ ﺗﻮ.....

قاعده سی و نهم

ما یاد گرفتیم بی‌صدا باشیم، نه بی‌دست‌وپا...سربه‌زیر بودن از...

پاییز، فصلِ رفتن‌هایی‌ست که به سکوت می‌گذرند؛فصلِ برگ‌هایی ک...

بدون عروسی رفتن سر زندگی مد شده دیگه همه به این نتیجه رسیدن ...

میان جنگل دل هم نفس میکشد...

آرامش ...

رها🦋چقدر غم انگیزه حال زنی کهتو زندگی ای گیر افتاده که دیگه ...

آهسته زندگی کن...بگذار طعم یک فنجان چای، همه‌ی حواست را پر ک...

رها💔 امشب شکستمنه از زندگی...از حرف کسی که فکر می کردم هیچ و...

از من می پرسند عشق بهتر است یا دوست داشتنمی گویم:دوست داشتن،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط