{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چای مینوشیدم....

چای مینوشیدم....

یکباره دلتنگش شدم...

بغض کردم و اشک در چشمانم حلقه زد....

همه با تعجب نگاهم کردند!!!

لبخند تلخی زدم و گفتم:
داغ بود....

‌
دیدگاه ها (۱)

قندیڸ بستہ حرف هایِ دلمبر سقفِ دهان وڪسی نیستبرایش بگویم و ب...

درسته که مـیگن... زندگــــی زیـــــباســت ...‌‌!!! ‌‌ امــا...

چــرا آدمـــا نمیـــدونن بعضــــــــی وقتهــــا خـــــداحافـ...

-دلتنگی آدم را به خیابان میکشد.دلتنگم؛و مردم نمیفهمندقدم زدن...

چای مینوشیدم که به یادش افتادم:یکباره دلتنگش شدم ؛بغض کردم و...

نماد مرگ پارت شیشم

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_7منه لعنتی داشتم چه غلطی میک...

عاشقانه

پارت ۱۵مدتی گذشت...یونگی اون مرد ها رو زد لباس یونگی خونی شد...

🍷🌹…………………………پارت۱۱…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا………………… ویو مین ……...

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁶ : پارت ...

چند پارتی پارت ۴ چند ثانیه فقط بهش خیره موندم.— تو... منو دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط