{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت۸۹

پارت۸۹
جینگ‌یی:ای خدا از دست این دختر چرا انقدر به خودش ناراحتی‌میده
جونگکوک:نمیدونم خیلی یه مسئله رو بزرگ میکنه براش خوب نیست
داشتن حرف میزن که جیهوپ هم اومد پایین
جیهوپ:چیشده یوری کجاس
جونگکوک:حالش بد شده دوباره
جیهوپ:چرا اخه هوففف تهیونگ گفت بیام دنبالش برش گردونم بالا حالا چی بگم
جینگ‌یی:فعلا خودتم نرو بالا
جیهوپ:باشه

تهیونگ که دید زمان زیادی از رفتن جیهوپ‌هم گذشته ترسید و نگران شد
تهیونگ:پس چرا نمیان خیلی وقته جینگ‌یی و جونگکوک و جیهوپ رفتن پایین
نامجون:نگران نباش میان حالا
تهیونگ "هوففف چطوری نگران نباشم شوگا میشه تو بری ببینی چیشده
شوگا:اوکی
و شوگا رفت پایین همینکه رفت دید جونگکوک و جینگ یی و جیهوپ دم در اتاق ایستادن رفت به طرفشون
شوگا:پس یوری کجاس
جینگ یی:حالش بد شده
شوگا:چی وای حالا به تهیونگ چی بگیم
جیهوپ:نمیدونم منم بخاطر همین نیومدم بالا
جونگکوک:عه دکتر
و به طرف دکتر رفتن
شوگا:دکترحتلش چطوره
دکتر:ایشون کمخونی شدید دارن و به علاوه مشکل قلبشون هم خیلی شدیده شما باید مراقبش باشیداون دختر واقعا شاید به زبون نیاره ولی در قلبش داره ذره ذره وجودشو ازبین میبره همین باعث ضعیف شدنش شده بازم میگم نگرانی و استرس و ناراحتی وگریه براش سمه
جونگکوک:کی بهوش میاد
دکتر:ارامبخش زدیم فعلا خوابن
جیهوپ:ممنون دکتر
و بعد از صحبتشون با دکتر رفتن داخل اتاق پیش یوری
جونگکوک:جیهوپ هیونگ شوگا هیونگ شما برید بالامن هستم جینگ یی توهم برو خونه به خودت فشار نیار
جینگ‌یی:باشه
جیهوپ:به تهیونگ چی بگیم
جونگکوک:حقیقت
شوگا:اوکی
و جینگ یی رفت خونه و جیهوپ و شوگا هم رفتن بالا و کل ماجرا رو برای تهیونگ تعریف کردن
تهیونگ:هوففف اخه چرا حواسم نبود به بیماریش ای خدا
جیمین:میخوای چیکار کنی الان
جین:وضعش واقعا خطرناکه
نامجون:میدونی وقتی توی اتاق عمل بودی یوری خیلی گریه کرد و چه حرفایی میزد
جین:با حرفایی که میزد واقعا گریم میگرفت
تهیونگ:میرم پیشش
...........
دیدگاه ها (۱)

پارت۹۰مادرتهیونگ:پسرم به خودت فشار نیارتهیونگ:نه مامان اون ب...

بچه ها ۲۰۰تاییی شدیمممم ممنونم بخاطر حمایتاتون❤️❤️فیک که تمو...

پارت۸۸کم کم تهیونگ داشت بهوش میومد تا بالاخره کامل بهوش اومد...

پارت۸۷(بچه ها اه لام و نامجون باهم ازدواج کردن و ایری هم با ...

فصل دو:پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط