{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاقا ما یه روز داشتیم واسه دختر فامیلمون که ۳ سالشه شکلک

عاقا ما یه روز داشتیم واسه دختر فامیلمون که ۳ سالشه شکلک در میاوردیم
یهو دیدم داره سرشو تکون میده نوچ نوچ هم میکنه!
هیچی دیگه ترسیدم بره زنگ بزنه تیمارستان بیان مارو ببرن!!!
دیدگاه ها (۷)

باباهامون جلوی باباهاشون پاشونو دراز نکردن، ما پاهامونو دراز...

این دخترایی که با یکی دوست هستن،بعد یهو خبر عقدشون با یکی دی...

قابل توجه اونایی که سر کلاس میگفتن کوووو تا آخر ترم!الان رسی...

دكترم گفت عرق واسه سلامتيت ضرر داره...خندم گرفت!!!!!گفتم: دک...

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

P7 .PRISON MAFIA.

THE DARK SHADOWS

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

رومان عشق مافیا پارت 17از زبان ا/تشب شده به ساعتی که توی دست...

پارت ۱۳یون: نه نگو که ا/ت زنگ بزن دکترا/ت : اوکیکه مامانم زن...

رمان تو خود منی

𝓹𝓪𝓻𝓽27ات ویو کای صدام کرد برم پیشش بردم یه جای خلوتکای: ات م...

رمان عشق ممنوع

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط