پیرمردی با همسرش در فقر زیاد زندگی میکردند…
پیرمردی با همسرش در فقر زیاد زندگی میکردند…
.
هنگام خواب، همسر پیرمرد از وی خواست شانه برای او بخرد تا موهای سرش را سر و سامانی بدهد.
.
پیرمرد نگاهی حزن آمیز به همسرش کرد و گفت که نمیتوانم بخرم؛ حتی بند ساعتم پاره شده و در توانم نیست تا بندی جدید برایش بگیرم.
.
پیرزن لبخندی زد و سکوت کرد...
.
پیرمرد فردای آن روز بعد از تمام شدن کارش به بازار رفت و ساعت خود را فروخت و شانه برای همسرش خرید...
.
وقتی به خانه بازگشت،
دید همسرش موهایش را کوتاه کرده است و بند ساعتی نو برای او گرفته است
.
مات و مبهوت،
اشکریزان،
یک دیگر را نگاه میکردند...
اشکهایشان برای این نیست که کارشان هدر رفته است؛
برای این است که همدیگر را بی انتها دوست دارند و هرکدام به دنبال خشنودی دیگری هستند...
.
به یاد داشته باشیم،
اگر کسی را دوست داریم یا شخصی ما را دوست دارد،
باید برای خشنود کردن او،
سعی و تلاش زیادی انجام دهیم...
.
عشق و محبت به فقط به حرف نیست باید به آن عمل کرد...
.
هنگام خواب، همسر پیرمرد از وی خواست شانه برای او بخرد تا موهای سرش را سر و سامانی بدهد.
.
پیرمرد نگاهی حزن آمیز به همسرش کرد و گفت که نمیتوانم بخرم؛ حتی بند ساعتم پاره شده و در توانم نیست تا بندی جدید برایش بگیرم.
.
پیرزن لبخندی زد و سکوت کرد...
.
پیرمرد فردای آن روز بعد از تمام شدن کارش به بازار رفت و ساعت خود را فروخت و شانه برای همسرش خرید...
.
وقتی به خانه بازگشت،
دید همسرش موهایش را کوتاه کرده است و بند ساعتی نو برای او گرفته است
.
مات و مبهوت،
اشکریزان،
یک دیگر را نگاه میکردند...
اشکهایشان برای این نیست که کارشان هدر رفته است؛
برای این است که همدیگر را بی انتها دوست دارند و هرکدام به دنبال خشنودی دیگری هستند...
.
به یاد داشته باشیم،
اگر کسی را دوست داریم یا شخصی ما را دوست دارد،
باید برای خشنود کردن او،
سعی و تلاش زیادی انجام دهیم...
.
عشق و محبت به فقط به حرف نیست باید به آن عمل کرد...
- ۶۶۰
- ۲۵ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط