{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای پسر عشق را بدایت نیست

ای پسر عشق را بدایت نیست
در ره عاشقی نهایت نیست

اگرت عشق هست شاکر باش
که به عشق اندرون شکایت نیست

گر بنالی ز حال عشق ترا
علت عاشقی به غایت نیست

جهد کن جهد تا به عشق رسی
کانچه گفتم ترا کفایت نیست

ز عمل کام دل شود حاصل
درد را نزد من حکایت نیست

چون وصیت کنم به عشق ترا
که مرا نوبت وصایت نیست

عشق ما را ولایتی دادست
که کسی را چنان ولایت نیست

رایت خیل عشق فعل بود
عشق را نزد فعل رایت نیست

هر کرا عشق نیست در دل و جان
در دل و جان او هدایت نیست
دیدگاه ها (۱)

عشق بازیچه و حکایت نیستدر ره عاشقی شکایت نیستحسن معشوق را چو...

چنین کرم بی شرم صحرا نشینبه سر داشت رویای  ایرانزمینزمانی که...

شرح مثنوی 12 / حجه الاسلام #محمدرضا_رنجبر جهت گوش دادن فایل...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

< گله از یار دل آزار >ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر ا...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بودتشنهٔ خون من زار نمی‌باید بودت...

اندوه تـــو شــــد وارد كاشـــــانه ام امشب مهمــــان عزیز آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط