{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق در واژه نمیگنجد و معنا نشود

عشق در واژه نمیگنجد و معنا نشود
عاشقی با اگر و شاید و اما نشود
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
هر کسی در به در خانه لیلا نشود
دیر اگر راه بیفتیم به یوسف نرسیم
سر بازار که او منتظر ما نشود
لذت عشق به این حس بلا تکلیفی است
لطف تو شامل ما یا بشود یا نشود
دردهایم به تو نزدیکترم کرده طبیب
حرفم این است که یک وقت مداوا نشود
بهتر از این که کسی لحظه پابوسی تو
نفس آخر خود را بکشد پا نشود
آخرش بی بروبرگرد مرا خواهی کشت....
دیدگاه ها (۱)

عشق رسوایی محض است که حاشا نشود عاشقی با اگر و شاید و اما نش...

... - عشق در واژه نمی گنجدو معنا نشودعاشقی با اگر وشاید واما...

عشق رسوایی محض است که حاشا نشود عاشقی با اگ...

عشق "رسوایی محض " است که حاشا نشودعاشقی با " اگر و شاید و ام...

لذت عشق به اين حسِّ بلاتكليفی‌ ستلطف تو شاملم آيا بشود؟يا نش...

دردهایم به تو نزدیک ترم کرده طبیب/حرفم این است که یک وقت مدا...

عشق رسوايی محض است كه حاشا نشودعاشقی با اگر و شايد و اما نشو...

السلام علیک یاعلی بن موسی الرضا روحی لک الفداء

لذت عشق،به همین حس بلا تکلیفی استلطف تو شامل حالم بشود یا نش...

عشق رسوایی محض است كه حاشا نشودعاشقی با اگر و شاید و اما نشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط