{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قدیم ترها همیشه علاجی برای هر دردی بود؛

قدیم ترها همیشه علاجی برای هر دردی بود؛

مثل روغن چرخ خیاطی
برای ناله های لولای در!

مثل دوا گلی
برای زخم های کودکانه ی سرِ زانو!

مثل آغوش مادر بزرگ
برای باریدنِ تمام بغض های جهان!

چقدر دست هایمان خالی شده است!
دیدگاه ها (۱)

ﺑﻪ ﺁﺧﺮ ﻓﺼﻞ ﭘﺎﯾﯿﺰﯼ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﯼ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍ...

ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﮕﻮ ... ﻓﻘﻂ ﺑﮕﻮ ﭼــﻪ ﻓـــﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺯ ﻣـــﻦ...

آدم ها شبیه کتاب هستندبعضی ها جلد و ظاهر خوبی دارند ولی چیزی...

اگر حتی از زندگی یکدیگر رفتنی شدید،اندکی "حرمت" بین خودتان ب...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

این بود و لحظه ای که تهیونگ منتظری بود قلبش سوست شد چشم هایش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط