{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان اقیانوس خورشید منتشر شده در سایت نودهشتیا .

رمان اقیانوس خورشید منتشر شده در سایت نودهشتیا .
لینک دانلود :
www.98ia.com/News-file-article-sid-20662.html
نکته : به دلیل از دسترس خارج شدن موقت سایت نودهشتیا ، لینک سایت نگاه دانلود برای دانلود رمان موجود است .
http://www.negahdl.com/1394/07/04/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D9%81%D9%88%D9%86%D8%8Cpdf%D8%8C%D8%AA%D8%A8/



خلاصه ی رمان :


دختری تنها و آسیب دیده پس از سالها به خانه خانواده ی پدری اش می رود و به واسطه این نقل مکان ، او وارد زندگی مرموز یک نوازنده می شود .
همه چیز به ظاهر خوب و آرام است تا زمانی که قیم قانونی او به ایران باز می گردد و اسرار مگو فاش می شوند .
و زندگی ها در هم گره می خورد…


بخشی از متن رمان :



از ماشین پیاده شد و در را با تمام قدرتش به هم کوبید ، زیر شر شر باران درست لبه ی پرتگاه ایستاد .
کوبش نا منظم قلبم را درست جایی نزدیک به حلقم احساس می کردم .
دست لرزانم دستگیره ی در را فشرد ، پیاده شدم .
باران بی امان سر تا پایم را شست .
پشت سرش ایستادم ، پشت سر کوهی از صلابت و غرور ، پشت سر کسی که با تمام تنفر …
هنوز دلم برای او ضعف می رفت .
یک آتشفشان آماده ی فوران بود ، عضلات فکش منقبض می شد و با انگشتان بلند و کشیده ، بازویش را می فشرد .
این یعنی آماده ی حمله !
می ترسیدم ، از عصبانیت این تندیس زیبا می ترسیدم !
هنوز دلیل این دزدیده شدن بی رحمانه را نمی دانستم ، می خواست توضیح بدهد ؟!
اصلا چیزی برای توضیح دادن وجود داشت ؟
بالاخره طلسم سکوت را با صدای گرفته اش شکست .
_آره درسته ! هر چی که راجع به من شنیدی درسته !
نه خدایا نه ! کاش خواب باشم … خدایا بیدارم کن … خدایا خواهش می کنم نگذار ادامه دهد ، اجازه نده همین کور سوی امید هم نابود شود .
دیدگاه ها (۱)

آسمان سرد بهمن ماهی ... امشب ...امشب پر از شهریور است !امشب ...

وجود سایه وار و مغرور خوابهای من !گاه دلم می خواهد ، پرده ها...

اثر دانینگ-کروگر

سورس کد بازی شطرنج در سی شارپ  c# WPF

آیا واقعاً باید ریاضی بلد باشیم تا برنامه‌نویس خوبی بشیم؟ (نظر دو برنامه‌نویس واقعی)

رمان یک نیمکت فاصله

فاصله یک لبخند تا جنون

P14طناز چند قدم پشت سر جئون راه می‌رفت. راهروی اصلی عمارت هن...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت هفتم: طنینِ اعتراف...

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط