وجود سایه وار و مغرور خوابهای من !
وجود سایه وار و مغرور خوابهای من !
گاه دلم می خواهد ، پرده های نازک خیال را کنار بزنم و ...
دستت را بگیرم و بیرون بکشمت از دنیای وهم !
و خود را ...
این خود خسته را در حصار امن بازوانت پنهان کنم ...
اما ...
اما بی رحمانه به یاد می آورم ...!
به یاد می آورم که نه من آن شاهدخت مثال زدنی هستم که لایقت باشم ...
و نه تو ... واقعی هستی !
و این ... دردناک ترین بیداری عالم است .
من ... من خواب زده ی رویا پرداز ، مثل ققنوسی در قفس ... اسیر حقیقت های محضم !
من چشم باز می کنم و می بینم ...
هیچ چیز جز کدر متعفن واقعیت وجود ندارد !
گاه دلم می خواهد ، پرده های نازک خیال را کنار بزنم و ...
دستت را بگیرم و بیرون بکشمت از دنیای وهم !
و خود را ...
این خود خسته را در حصار امن بازوانت پنهان کنم ...
اما ...
اما بی رحمانه به یاد می آورم ...!
به یاد می آورم که نه من آن شاهدخت مثال زدنی هستم که لایقت باشم ...
و نه تو ... واقعی هستی !
و این ... دردناک ترین بیداری عالم است .
من ... من خواب زده ی رویا پرداز ، مثل ققنوسی در قفس ... اسیر حقیقت های محضم !
من چشم باز می کنم و می بینم ...
هیچ چیز جز کدر متعفن واقعیت وجود ندارد !
- ۱.۱k
- ۱۴ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط