{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شکست عهد من و گفت هرچه بود گذشت!...

شکست عهد من و گفت هرچه بود گذشت!...
به گریه گفتمش آری : ولی چه زود گذشت !......
بهار بود و تو بودیّ و عشق بود و امید ،
بهار رفت و تو رفتیّ و هرچه بود گذشت
شبی به عمر ، گرم خوش گذشت آن شب بود ،
که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت
چه خاطرات خوشی در دلم بجای گذاشت ،
شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت !
گشود بس گره آن شب از کارهای بسته ی ما
صبا چو از برِ آن زلف مشک سود گذشت
مراست عکس تو یادآور سفر ، آری
چه سان توانم ازین طرفه یادبود گذشت
غمین مباش و میندیش ازین سفر که ترا ،
اگرچه بر دل نازک غمی فزود گذشت ...
دیدگاه ها (۲)

سلام ... صبح همگی بخیر و شادی ...

مرا ندیده بگیرید و بگذرید از منکه جز ملال نصیبی نمیبرید از م...

خوب من! اضطراب کافی نیست - جسدم را برایت آوردمهی بریدی سکوت ...

میتوان رفت به یک چشم پریدن تا مصربوی پیراهن اگر قافله سـالار...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط