{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق دردناک

عشق دردناک
p⁸

"ویو ا.ت"

از خواب پاشدم

یه لباس بیرون پوشیدم و رفتم بیرون خونه ی سونا

_خوبی؟

-...

_سونا؟

-ها چته؟

_چی شده سونا؟

-تو چرا اون جونگکوک عوضی رو ول نمیکنی یه طرف صورتت کلا کبوده(عصبی)

_سونا یه روز اومدیم اینجا حالمون رو خراب نکن بخدا

-بابا ا.ت یه کوچولو مغذت رو به کار بنداز

_خب چیکار کنم؟

-برو توی اتاق یونا بعد برو توی گاو صندوق ببین چیزی دست گیرت میشه

_نمیتونم

-چرا؟

_کلید؟

-اجوما

_چطوری؟

-یه شب که یونا و کوک بیرونن برو تو اتاق

_میترسم

-از چی؟

_جونگکوک بفهمه کتکم بزنه...سونا...من دیگه جون کتک خوردن ندارم(بغض)

-کتکت زد طلاق بگیر

_نمیتونم

-چون جونگکوک رو دوست دارم(ادای ا.ت رو درمیاره)

_یااااااااا

-خب الان دوباره میخوای اینو بگی

_نه این بار نمیگم

-خب بگو چرا نمیتونی

_چون بعدش بابام منو میکشه

-بابا اصلا برو با خواهرت زندگی کن

_نمیتونم

-چرا؟

_(بغض)

-چی شد یهو دختر؟

_خواهرم هق خواهرم س...سرطان داره

-چیییی

_دیروز یه شماره ناشناس زنگ زد گفت بیا این لوکیشن که میفرستم رفتم یه بچه ۱ ساله با یه مرد که اسمش کیم تهیونگ بود اونجا بودن بعدش منو برد سمت یه اتاق
وارد شدم دیدم خواهرم پوستش مثل گچ شده و موهاش ریخته

-واقعا؟

_اهوم

-بچه کی بود

_بچه ی خودشون

-یا حضرت کیمچی

_چیه؟

-چقدر زود

-_(خنده)

ادامه دارد ^_^
دیدگاه ها (۱۲)

عشق درناکp⁷بادیگارد که انقدر منو کتک زده بود ناراحت بودشروع ...

عشق دردناکp⁶_چون من به جونگکوک علاقه دارم؟چی...اون تورو هر ر...

عشق دو طرفه پارت ۱۴

P6سلام سلام بلاخره پارت دادمما/ت : میدونی چیه اصلا میرم یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط