بعد یه هفته برگشتم خونه، ۲ شب مثل نینجاها آروم رفتم توحیا
بعد یه هفته برگشتم خونه، ۲ شب مثل نینجاها آروم رفتم توحیاط که یه نخ سیگار بکشم. همسایمون از بالکن با صدای انکرش داد زد :سلام داداش مجتبى، داداش نیستی... هیچی دیگه بابام بیدارشد و سیگارو دید! تا صبح از حیاط در خدمتتونم. هواهم که بس ناجوانمردانه سرده.
- ۶۷۷
- ۱۱ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط