این بار اگر قرار باشد یاد بگیرم، میخواهم زندگی را از نو
این بار اگر قرار باشد یاد بگیرم، میخواهم زندگی را از نو بخوانم؛
بخوانم که رابطه آدمها فیثاغورثی نیست؛ یادم بماند که زندگی، سینوس و کسینوسش زیاد بالا و پایین میشود اما محورهایش همیشه ثابت است...
یاد بگیرم جمع و تفریق و ضرب و تقسیم، رفتیاند و این تنها "اعداد"ند که در معادلهها باقی میمانند و خواستنیاند؛ نه «ایکسی» باقی میماند و نه «ایگرگ»!
یاد بگیرم که جغرافیای زندگی بینهایت است و زمین یکپارچه! و این مرزهای جغرافیایی را فقط برای ساختن "تاریخ" ساختهاند.
یاد بگیرم که شیمی، یعنی کیمیاگری روحها با واژههایی که گاه لطیف میشوند و زندگی میبخشند و گاه باید بشکنند و بخورند آیینههای زنگار زده روح را!
یاد بگیرم که ادبیات، فقط برای فریب آدمها نیست، که دروغهایت را بپیچی در زرورق قشنگ واژگان و به خورد اطرافیانت بدهی!
حتی یاد بگیرم که هندسه زندگی، همیشه دست من نیست، گاهی باید «جبر» خواند فقط!
و بنویسم مشق زندگیام را، حتی پر از غلط، روی همان دفتر سپیدی بنویسم که قرار بود تمیز بماند همیشه!
بخوانم که رابطه آدمها فیثاغورثی نیست؛ یادم بماند که زندگی، سینوس و کسینوسش زیاد بالا و پایین میشود اما محورهایش همیشه ثابت است...
یاد بگیرم جمع و تفریق و ضرب و تقسیم، رفتیاند و این تنها "اعداد"ند که در معادلهها باقی میمانند و خواستنیاند؛ نه «ایکسی» باقی میماند و نه «ایگرگ»!
یاد بگیرم که جغرافیای زندگی بینهایت است و زمین یکپارچه! و این مرزهای جغرافیایی را فقط برای ساختن "تاریخ" ساختهاند.
یاد بگیرم که شیمی، یعنی کیمیاگری روحها با واژههایی که گاه لطیف میشوند و زندگی میبخشند و گاه باید بشکنند و بخورند آیینههای زنگار زده روح را!
یاد بگیرم که ادبیات، فقط برای فریب آدمها نیست، که دروغهایت را بپیچی در زرورق قشنگ واژگان و به خورد اطرافیانت بدهی!
حتی یاد بگیرم که هندسه زندگی، همیشه دست من نیست، گاهی باید «جبر» خواند فقط!
و بنویسم مشق زندگیام را، حتی پر از غلط، روی همان دفتر سپیدی بنویسم که قرار بود تمیز بماند همیشه!
- ۲۸۰
- ۰۵ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط