{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم از قصه ی عشقت

گفتم از قصه ی عشقت
گِـرِهی باز کنم
به پریشانی گیـسوی تو سوگـند، نـشد

من دهان باز نکردم
که نرنجی از من
مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشد..!


#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۱)

-ﺑﻌﻀﯽ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥﺑﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺑﺎﺭﻫﺎﮔﻮﺵ ﺩﺍﺩ.ﺑﻌﻀﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ...

آیریلیق سالدی منی چوللره دیوانه کیمیآیریلیق وئردی یارا قلبیم...

همیشه سخت ترین نمایشبه بهترین بازیگر تعلق دارد شاکی سختی های...

مهربانم.....بہ هرزَبانےکہبدانےیاندانےخالےاَزهَرتشبیہوَ اِستع...

خاطراتِ تـو و دنیـای مـرا سوزاندند🌸 تا فراموش شود یادِ تو، ه...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

عشق شرطی

این چشم غره‌های پدر از چیست؟ ... مادر من اشتباه نکردم کهتا چ...

چندپارتی درخواستی

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط