{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سالها میگذرد و ویسگون هم مثل فیسبوک و وبلاگ و ویچت از رده

سالها میگذرد و ویسگون هم مثل فیسبوک و وبلاگ و ویچت از رده خارج میشود،
سالها میگذرد و شاید ما از خیر عکس گذاشتنها و فیلم گذاشتنها و پست گذاشتنهای مجازی بگذریم،
از خیر این که گریه کنیم و عکس بگذاریم و به بقیه حالی کنیم ما ناراحتیم،
از خیر این که با اصرار به کسی تو پست هایمان بفهمانیم ک دلتنگیم،
میگذریم، کاری به این ندارم که چه راه جدیدتری برای گفتن حسها و حرف هایمان پیدا میکنیم،
کاری ندارم از دنیای مجازی به چه چیزی کوچ میکنیم،
کاری به این ندارم که سالها بعد چه طوری میخواهیم از خودمان و حال و روزمان بگوییم و اصلا سالها بعد ترجیح میدهیم همچنان حسهایمان را به 
کسی بگوییم یا نه،
میخواستم بگویم شاید سالها بعد، من توی آشپزخانه مشغول ظرف شستن باشم، دخترم بپرد وسط پذیرایی و داد بزند : مامان تو اون موقعها 
ویسگون داشتی ؟ .. ،
یادم نیاید پسوردم چه بود، یادم نیاید چندتا فالوور داشتم ،
فقط یادم بیاید آن روزها تو پست هایم میخواستم به چه کسی بگویم : "امروز که بدون تو گذشت چه حسی دارم"،
شیر آب را باز بگذارم و به ظرف های توی سینک خیره شوم،
شاید تکنولوژی آنقدر پیشرفت کرده باشد که دخترم بتواند توی برنامه ی جدید اجتماعی مد شده ی آن روزها ،حس دلتنگی زنی چهل ساله را 
پست کند ...
دیدگاه ها (۲۷)

"دنیا "را بغل کردیمگفتند:امن استهیچ کاری بامانداردخوابمان بر...

گاهی آدم نیاز دارد نفهمد..نیاز دارد میانِ کوچه های علی چپ لِ...

رمان عشق و انتقام

محو زیبایی او پارت ۴۹ویو رزا داشتم ته یونگ میبوسیدم که دخترا...

⋆ ───────── ☾ ───────── ⋆✞ red lips, dark soul ✞⋆ ───────── ...

پارت ۷ویو ات + خب جیمین چیکارم داشتی × راستش ات ........- خب...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁴چند لحظه‌ای در آن ح...

پارت ۲بچه ها ببخشید تو پست قبلی یادم رفت بگم که فکر کنم خودت...

نامجون ساکت شد. یه لبخند کوچیک زد و نگاه کرد به پنجره.نامجون...

آخرین دعا 36

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط