امروز آنقدر سر دفترم فریاد زدم
امروز آنقدر سر دفترم فریاد زدم
تا خطهایش خم شدند
نرم شدند
اشک شدند
قطره قطره شعر شدند
چکیدند بر سر مزارت
به چه قیمتی
به خاطر یک مشت خاطره ی متوهم
ریش ریش کردم دل نازک دفترم را
حالا باز هم برو
آنقدر که تمام دفترهای جهان
آخر قلم به دست
به دنبالم
به خط شوند!!!!!!
تا خطهایش خم شدند
نرم شدند
اشک شدند
قطره قطره شعر شدند
چکیدند بر سر مزارت
به چه قیمتی
به خاطر یک مشت خاطره ی متوهم
ریش ریش کردم دل نازک دفترم را
حالا باز هم برو
آنقدر که تمام دفترهای جهان
آخر قلم به دست
به دنبالم
به خط شوند!!!!!!
- ۲۰۱
- ۲۳ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط