{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نو بهار است و من از دوری تو دل ریشم

نو بهار است و من از دوری تو دل ریشم
شب پر از دلهره و روز پر از تشویشم

همه ی شهر به فکر ِشب ِعیدند ولی
من ِسرگشته کماکان به تو می اندیشم

سال ِنو آمده و جامه ی نو بر تن ِخلق
رخت ِنو بی تو نیاید به تن ِدرویشم

شب ِعیش است و شب ِنوش، همه سرمستند
شد عزا عیش ِمن و نوش، مرا شد نیشم

نو بهار آمد و در بند ِزمستانم من
بی تو با سردترین روز ِزمستان خویشم

مثل ِپروانه ی عاشق که نشیند بر گل
نو بهار است بیا و بنشین در پیشم... شعروشراب
دیدگاه ها (۲)

کپشن خاص گاهی فکر میکنمتو فقط زیبا نبودی!خب...اگر فقط زیبا ب...

💙 ❄ ️دلبرِ مغرورم!بیا جوری عاشقی کنیم تا اسفند،برایمان اسپند...

₪فکرش را بکن!مثلا صدایت بزنم بگویم عاشقت شده ام!شاکی نشو باب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط