{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انه ات آباد ای دل ، بَس خرابم کرده ای چون طبیب حاذقی ، اک

انه ات آباد ای دل ، بَس خرابم کرده ای چون طبیب حاذقی ، اکنون جوابم کرده ای من که عمری پا به پایت آمدم تا کوی یار از چه رو اکنون چنین، در غصه خوابم کرده ای گفتی آنشب ساز بردارم روم در زیر پَرچین دلش پس چرا خندیدی ...
دیدگاه ها (۳)

می گویند آخر خنده گریه استبهانه ای جور کن بخندمبغض بدی در گل...

معمای پیچیده ای ستموهای تاب خورده اتدر میان باد

شب ها را نمی دانم چگونه تعریف کنم! آخر شب هایی که تو هستی؛ ی...

خلوتم پر شده از تاریکی زیر تاریکی شب دیدن مهتاب قشنگ است. چه...

خانه ات آباد ای دل ، بَس خرابم کرده ای چون طبیب حاذقی ، اکنو...

خانه ات آباد ای دل ، بَس خرابم کرده ای چون طبیب حاذقی ، اکنو...

خانه ات آباد ای دل ، بَس خرابم کرده ایچون طبیب حاذقی ، اکنون...

خانه ات آباد ای دل ، بَس خرابم کرده ای چون طبیب حاذقی ، اکنو...

خانه ات آباد ای دل ، بَس خرابم کرده ای چون طبیب حاذقی ، اکنو...

خانه ات آباد ای دل ، بَس خرابم کرده ای چون طبیب حاذقی ، اکنو...

خانه ات آباد ای دل ، بَس خرابم کرده ای چون طبیب حاذقی ، اکنو...

خانه ات آباد ای دل ، بَس خرابم کرده ای چون طبیب حاذقی ، اکنو...

خانه ات آباد ای دل ، بَس خرابم کرده ای چون طبیب حاذقی ، اکنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط