{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان دنیای من

رمان دنیای من

پارت ۷۷

ارسلان، منم اونو بوسیدم از خودم فاصلش دادم دیدم یه دامن پوشیده بایه نیم تنه آستین دار مگه من بهت نگفتم دلتو بپوشون

دیانا، تموم شده ارسلان

ارسلان، عه پس امشب دلی از عزا در میارم

دیانا، اوهوم

ارسلان: شب شد و ............
دیدگاه ها (۰)

رمان دنیای من پارت ۷۸... ۳ روز بعد ...دیانا، داشتم غذا درست ...

رمان دنیای من پارت ۷۹دکتر،مبارکه یه دختر گل و یه پسر آقا دیا...

رمان دنیای من پارت ۷۶.. ۲ هفته بعد ..دیانا، ارسلان داشت میوم...

رمان دنیای من پارت ۷۵.. یک هفته بعد ..ارسلان، دیانا قشنگم من...

(پارت 19)you are mineویو سلینا*اهه حالا باید چیکار کنم بزار ...

p4چشمامو باز کردم تو بغلش بودمامروز دوشنبه بود ۶ روز دیگه تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط