{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فقط یک بوسه با من باش، ترانه ساز دیروزم

فقط یک بوسه با من باش، ترانه ساز دیروزم
که من آواره ی لبهات، در اوج گریه میسوزم

فقط یک بوسه بامن باش،به قدّ عمر یک لبخند
به قدعمر یک بوسه،درین مرداب بی پیوند

در این وحشت،در این تقدیر، تویی معنای ما بودن
در این غربت زده میهن، مثالِ آشنا بودن

در این دوزخ ، تمامَم را به برق چشم تو دادم
سکوتم خواهشی گنگ ست،برس امشب به فریادم

در این کُنج خراب آباد، فقط یک بوسه با من باش!
مرا یک لحظه تو ما کن و کل عمر دشمن باش!

نگو : از عُمقِ چشمانت ، تو را دیدم وَ ترسیدم !
تمنای لبانت را خودم با چشم خود دیدم!
دیدگاه ها (۲)

تو اگر مال من بودیمی نشستم گوشه ایآرزوهایت را یک به یکبه روی...

زیر باران هیچ قلبی...خالی از یک عشق نیست...نمره عاشق شدن...د...

کام دنیا بر لبم هرگز نشد اما گذشتکس چه میداند چه ها بر ما گذ...

چه زیبا میگفت: پیرمرد خیاطزندگـےهیچوقت اندازه تنم نشدحتــے و...

فقط یک بوسه با من باش، ترانه ساز دیروزم که من آواره ی لبهات،...

فقط یک بوسه با من باش، ترانه ساز دیروزم که من آواره ی لبهات،...

فقط یک بوسه با من باش، ترانه ساز دیروزم که من آواره ی لبهات،...

فقط یک بوسه با من باش، ترانه ساز دیروزم که من آواره ی لبهات،...

#فقط یک بوسه با من باش، ترانه ساز دیروزمکه من آواره ی لبهات،...

در این وحشت،در این تقدیر، تویی معنای ما بودندر این غربت زده ...

‍ ‌‌شانه هایم مال تو شب گریه هایت مال مننغمه ی زیبا و طنّاز ...

امشب هوای گریه دارم، شانه ام باشآغوش گرم هق هق مردانه ام باش...

‍ ‌‌شانه هایم مال تو شب گریه هایت مال مننغمه ی زیبا و طنّاز ...

تو می خندی و تصویر از لبت را قاب می گیرم از آن کنج لبانت بوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط