{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

love out of reach

love out of reach
part 15


جونگکوک:هی پسر چرا اینجوری میکنی؟نگرانش نباش خوب میشه

تهیونگ: چطور نگران نباشم کوک؟ دیوونه میشم اگه انتفاقی بیوفته براش

کوک سری به نشونه تاسف تکون داد و دیگه هیچی نگفت.

به خاطر آرامبخشی که تو سرُم بود کم کم چشام سنگین شد و خوابم برد.

ویو کوک...

بهم گفته بود میخواد سویی رو اذیت کنه ولی واقعا کاری که میخواست انجام بده مزخرف بود چون واقعا نباید با احساساتش بازی میکرد.

الان این نتیجش بود،سویی تو کما و تهیونگ هم حالش خوب نیست.

مطمئن بودم فقط یه درصد احامال داره سویی برگرده اما اگه برگرده دو حالت بیشتر نداره، یک،یا کلا دیگه سمت تهیونگ نمیاد، دو،حافظشو از دست میده.

در هر دو حالت تهیونگ نابود میشد اما این جزء عواقب کار خودش بود.

ویو یون مین...
پنج روز بعد....
پیش تخت سویی نشسته بودم و نگاهش میکردم که در اتاق باز شد و دکتر اومد داخل.

دکتر علائمش رو چک کرد و بهم با یه لبخند گفت

دکتر:حالش بهتره، سطح هوشیاریش دو درصد بیشتر شده و فشار خونش رفته رو حالت عادی، مثل اینکه خیلی دوست داره برگرده.

یون مین: یعنی برمیگرده؟؟؟ سطح هوشیاریش رفته بالا؟

دکتر: برگشتنش که احتمالش بیشتر شده و سطح هوشیاریش هم بله اومده بالا ولی اگه یکی از اعضای خانوادش پیشش باشه بهتر میشه.


خواستم به حرف دکتر جواب بدم که...
دیدگاه ها (۳)

love out of reach part 16خواستم به حرف دکتر جواب بدم که قبلش...

love out of reach part14تهیونگ:حالش خوب میشه؟ یون مین: فقط ا...

love out of reach part 13تهیونگ: خیلی وقته با میرا حرف نزدمس...

love out of reach part 1۰تو خونه بی وقفه راه میرفتم و بلند ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط