{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

love out of reach

love out of reach
part 16

خواستم به حرف دکتر جواب بدم که قبلش دکتر گفت.

دکتر: اون پسره که موقع تصادف همراهش بود، نامزدش بود؟

نمیدونستم چی بگم
بگم آره؟ خودم چی میشدم پس؟ احساساتمو نادیده بگیرم؟
بگم نه و بگم خودم نامزدشم؟ سویی چی؟

یویی مهم تر بود به هر حال چند ساله عاشق تهبونگه و از رفتار تهیونگ هم معلومه عاشقشه، احساسات خودم به کتفم.

یون مین: بله، نامزدن

دکتر: به نظرم بهتره بگی اون بیاد، اینجوری ممکنه روند درمانش سریع تر بشه.

تهیونگ دیروز مرخص ضده بود از بیمارستان و برگشته بود خونه و الان باید میگفتم بیاد پیش سویی، عالی.

دکتر رفت و منم به تهیونگ زنگ زدم که بیاد.

چند ساعت بعد...
ویو سویی...

تمام بدنم درد میکرد از همه بدتر سرم.
صداهای اطرافو میشنیدم اما نمیخواستم چشامو باز کنم.
تهیونگ پیشم بود و داشت باهام حرف میزد، ولی با گریه.

تعجب داشت اولین بار بود گریه میکرد، از لرزش صداش معلوم بود.

قلبم درد گرفته بود از گریه اش اما مغزم میگفت اول گوش کن چی میگه بعد واکنش نشون بده.

تهیونگ: سویی... متاسفم... بابت دروغی که گفتم، میرا تقصیری نداشت... تقصیر من بود... مشکلی ندارم که منو نبخشی فقط بیدار شو.

داشت میگفت رابطش با میرا دروغه؟؟؟
داشت میگفت تمام این مدت دروغ گفته؟

قلبم میگفت ببخشش عشقته، اما مغزم میگفت، نبخش کم بلا سرت نیومده این مدت، افسردگی گرفتی، حالت بد شد و حتی به خودکشی هم فکر کردی نبخشش.

اگه به خاطر دروغ تهیونگ انقدر عذاب کشیدم، به این راحتی نمیگم بخشیدمش.
ختی با اینکه بخشیده بودمش، یکم اذیت کردنش مشکلی داشت؟
دیدگاه ها (۴)

love out of reach part 15جونگکوک:هی پسر چرا اینجوری میکنی؟نگ...

love out of reach part14تهیونگ:حالش خوب میشه؟ یون مین: فقط ا...

love out ot reach part5سویی: خب... الان چی باید بگم راجع بهش...

love out of reach part9ویو سویی... اسلاید۲ یون مینبا کمک یون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط