love out of reach
love out of reach
part 13
تهیونگ: خیلی وقته با میرا حرف نزدم
سویی: قهر کردین؟ نگو ولش کردی.
تهیونگ: بعدا راجبش حرف میزنیم اوکی؟
سویی: اوکی...
سویی سرش رو به صندلی تکیه داد و چشماش رو بست.
پشت چراغ قرمز بودیم، چراغ که سبز شد و حرکت کردم، یه کامیون یا ماشین دقیق متوجه نشدم کدوم بود، با سرعت به ماشینمون زد از سمتی که سویی نشسته بودـ
آخرین چیزی که یادمه اینه که ماشین چپ کرد و بعدش سیاهی.....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تموم بدنم درد میکرد، چشامو باز کردم و اولین چیزی که دیدم چراقا و نور سفید بود، بیمارستان بودم.
خاستم بلند بشم که یکی مانع شد، وقتی برگشتم سمتش دیدم یون مینِ.
یون مین: دکتر گفت تا چند ساعت حرکت نکنی بهتره تازه از کما در اومدی.
تهیونگ: کما؟.... چند روز؟
یون مین: یه هفته.
تهیونگ: یه هفته؟؟ یون مین... سویی کجاست؟ حالش خوبه؟
سرش رو انداخت پایین و با صدای آروم تر گفت
یون مین: حالش زیاد خوب نیست، هنوز تو کماست، چون تصادف از سمتی که اون نشسته بود بوده آسیب بیشتری دیده.
تهیونگ: تقصیر من شد.
یون مین فقط سکوت کرد.
....
part 13
تهیونگ: خیلی وقته با میرا حرف نزدم
سویی: قهر کردین؟ نگو ولش کردی.
تهیونگ: بعدا راجبش حرف میزنیم اوکی؟
سویی: اوکی...
سویی سرش رو به صندلی تکیه داد و چشماش رو بست.
پشت چراغ قرمز بودیم، چراغ که سبز شد و حرکت کردم، یه کامیون یا ماشین دقیق متوجه نشدم کدوم بود، با سرعت به ماشینمون زد از سمتی که سویی نشسته بودـ
آخرین چیزی که یادمه اینه که ماشین چپ کرد و بعدش سیاهی.....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تموم بدنم درد میکرد، چشامو باز کردم و اولین چیزی که دیدم چراقا و نور سفید بود، بیمارستان بودم.
خاستم بلند بشم که یکی مانع شد، وقتی برگشتم سمتش دیدم یون مینِ.
یون مین: دکتر گفت تا چند ساعت حرکت نکنی بهتره تازه از کما در اومدی.
تهیونگ: کما؟.... چند روز؟
یون مین: یه هفته.
تهیونگ: یه هفته؟؟ یون مین... سویی کجاست؟ حالش خوبه؟
سرش رو انداخت پایین و با صدای آروم تر گفت
یون مین: حالش زیاد خوب نیست، هنوز تو کماست، چون تصادف از سمتی که اون نشسته بود بوده آسیب بیشتری دیده.
تهیونگ: تقصیر من شد.
یون مین فقط سکوت کرد.
....
- ۱.۸k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط