{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

🤎шум моря🤎

Part ۱۵
پسره :اوه اینجا بودی عزیزم بیا بریم
لیلیت :چی
فیلیکس :ام ببخشید آقا خواهر من یکم از نظر عقلی مشکل داره
لیلیت :هاننن !
اون بهم چشمک زد که فهمیدم قصدش چیه برای همین خندیدم و بعد
گفتم
لیلیت :خب داداشی بیا بریم دیگه
دستم و گرفت و به سمت کوچه رفتیم
بر گشتم نگاهش کردم و گفتم
لیلیت:ممنونم
فیلیکس : خواهش فقط مراقب باش !
لیلیت :ام اینجا ها مغازه سنگ فروشی نداره ؟
فیلیکس نگاهم کردو بعد سری تکون دادو توی صورتم خم شدو گفت
فیلیکس :خب یدونه هست اونم ازین کوچه بنداز برو سمت راست بعد چب بعد یه خیابون و رد میکنی یه مغازه هست
بالاش نوشته فلاو برو تو اونجا ؟!....
لیلیت :ممنونم آقای
فیلیکس :فیلیکس هستم و شما ؟
لیلیت :لیلیت هستم
فیلیکس :اگر دوباره تو دردسر افتادی یا کمک خواستی میتونی منو اینجا پیدا کنی .
لیلیت :ممنونم فیلیکس خداحافظ


لایک 🥂۲۹
کامنت ۱۰

به قرآن فالو نکنید نمی زارم قرآن و قسم خوردم
دیدگاه ها (۰)

🤎шум моря🤎Part16ازش خداحافظی کردم و به همون آدرسی که گفت رفت...

🤎шум моря🤎Part 17دیدم تو دستش یه جفت چکمه و کت و لباسه تازه ...

🤎шум моря🤎Part 14 این کشتی متعلق به جی هوپ بود ..!پدرم ! هه ...

🤎шум моря🤎Part 13 تا زیر تخت فرش بود ولی فقط تا زیر میز فرش ...

قشنگ ترین اشتباه پارت ²⁹خلاصه سوار ماشین شدیم و راه افتادیم....

پارت۹ [دیوانه وار عاشق]جونگ کوک:ولی...خب... میتونی بریات هن...

پارت 𝟭𝟲تهیونگ: چه خوب منم میخاستم برم ات: هوم باش مامان خداف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط