{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باد در کوچه ترانه می خواند و این شعر آغاز پاییز است و من

باد در کوچه ترانه می خواند و این شعر آغاز پاییز است و من می ترسم... می ترسم از این دل سر به هوا که در دست باد گم شود . آنگاه از که سراغش را بگیرم؟ کجا به دنبالش بروم؟باد را مگر میشود در قفس حبس کرد؟

بهنوش طباطبایی
دیدگاه ها (۱)

من راز باد را می دانم. دلها را هوایی میکند. عاشق که شدند رها...

بعضی ها را هرچقدر هـم که بخواهی تمام نمی شوند..حضورشان گـرم ...

سلام پاییز ! خوش آمدی. من سالهاست که این سوی مرز پنجره ها آم...

این روزها بیشتر به تو فکر میکنم که من همیشه عاشقت بودم . باو...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 تو را می خواهم و دانم که هرگز به کام ...

درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفتدر من غزلی درد کشید و سرِ ز...

هر که رو انداخت، خاطرجمع زائر می شودقبل زائر کوله بار راه، ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط