{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام بر جغدان شب

سلام بر جغدان شب
درخواستی ایزانا ولی برای بونتن😈
داستان از این قراره که شما خدمتکار شخصی ایشون بودین و خب ایشون رو تون کراش بودن😈ای جان
...........................
از زبان ایزانا:

داشتم خواب میدیدم که ا.ت رو بغل کردم و دارم میبوسمش که نوری به چشمم خورد و از خواب پریدم...درسته ا.ت بود که پرده هارو کنار داده تا من بیدار بشم...بعدش اومد بالا سرم و با صدای قشنگش گفت

ا.ت:ایزانا ساما،بیدارشید،باید برای جلستون اماده بشید🙂

من:باشه الان میام

اومدم که یوهو به حالت نشسته دربیام کهههههه....پاخخخخخخ

سرمون خورد به هم

ا.ت:اخ😖(فقط کسی این درد رو میفهمه که میاد از زیر میز مدرسه چیزی ور داره و هم زمان بغل دستیش خم میشه و سرشون میخوره به هم)

خاک به سرمممم با ملکم چیکار کردم؟!!!!!

من:ببخشید ا.ت ،خوبی؟

ا.ت:اره خوبم ایزانا ساما،سر شما که چیزی نشد؟😅

من:من خوبم

چند دقیقه بعد...بعد از خوردن صبحانه ویو نویسنده گشادتون😀:

وقتی که ا.ت داشت ظرف ها رو می‌شست ایزانا به سمتش میاد و از پشت بغلش میکنه

ایزانا:ا.ت...تو ارزش تو بیشتر از اینکه که کار خونه انجام بدی...لیاقت تو اینکه ملکه من باشی...نظرت چیه؟...ملکه من میشی؟😏
.................
جوابت چیه؟؟

درخواستی هم داشتید بگید من اگه می‌شناختم حتماااااا مینویسم
دیدگاه ها (۴)

تو زندگیم اشتباهات زیادی کردم...ولی به خاطر ساندیس و غذا خون...

دوستان لطفا درخواستی بگید من هیچ ایده ای ندارم😐

دوستان گلللللللللللللللل اگه سناریو درخواستی دارید بگید بنوی...

...نمیدونم چی بگم...💔

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P²⁸ا/ت: *اون داره گند میزن...

چند پارتی نامجون درخواستی وقتی بین تو و داداشت فرق میذاشت pa...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط