کسی دیگه درکش نکرد ،
کسی دیگه درکش نکرد ،
تصمیم گرفت خودشو غرق کنه
خودشو آماده رفتن کرد
به خودش کلی سنگ بست
حرفای آخرشو نوشت
نوشت شاید دستی منو بگیره
که نذاره غرق شم و من با خودم غرقش کنم
تا لااقل تو مرگ تنها نباشم.
تصمیمش جون گرفت
جرعتشو جمع کرد و رفت
از پله ها سر خورد و ضربه مغزی شد.
و آخرین رویاش هم با خودش غرق شد ..
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
شهرِ ما تلفن و شنوده، ولی حرفتو نمیفهمن.
22.09.1400
2:22
تصمیم گرفت خودشو غرق کنه
خودشو آماده رفتن کرد
به خودش کلی سنگ بست
حرفای آخرشو نوشت
نوشت شاید دستی منو بگیره
که نذاره غرق شم و من با خودم غرقش کنم
تا لااقل تو مرگ تنها نباشم.
تصمیمش جون گرفت
جرعتشو جمع کرد و رفت
از پله ها سر خورد و ضربه مغزی شد.
و آخرین رویاش هم با خودش غرق شد ..
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
شهرِ ما تلفن و شنوده، ولی حرفتو نمیفهمن.
22.09.1400
2:22
- ۵.۳k
- ۲۱ آذر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط