{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرنده ای که به این سینه راه پیدا کرد..

پرنده ای که به این سینه راه پیدا کرد..
غم تـو بود، که در مـن، پناه پیدا کرد..
دیدگاه ها (۷)

تـار و پـود هستی ام بر باد رفت اما نرفت..عاشقے ها از دلمـ ، ...

ای ساقی! از آن پیش که مستم کنی از می..من، خود، ز نظر بر قد و...

چون گلے در باغ، پیراهن دریدمـــــ در غمت..غنچه ای سر در گریب...

خنده ات دیوانه ام کرد و نگاهت عاشـقم..چشم هایت را ببند و بعد...

چقدر میتوانم غم را تحمل کنم ‌پرنده‌ای سیاه روی شانه‌امو چه ف...

«گویی تمامِ آسمانِ پناه و امنیت، از میانِ انگشتانِ من سُر خو...

دشمن غم من را نصف کرد اما تو غم بر من گذاشتی 🙂💔

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط