{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون گلے در باغ، پیراهن دریدمـــــ در غمت..

چون گلے در باغ، پیراهن دریدمـــــ در غمت..
غنچه ای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی..
دیدگاه ها (۱)

پرنده ای که به این سینه راه پیدا کرد..غم تـو بود، که در مـن،...

تـار و پـود هستی ام بر باد رفت اما نرفت..عاشقے ها از دلمـ ، ...

خنده ات دیوانه ام کرد و نگاهت عاشـقم..چشم هایت را ببند و بعد...

من و خورشید نشستیم و توافق کردیم..صبحـــ را با تپش قلبـــ تـ...

ای غنچهٔ دمیدهٔ من! یک دهن بخندخورشیدِ من! ستارهِٔ من! باغِ ...

عاشقانه های شبنم

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط