"من" کاش باز هم به "تو" نزدیک تر شود
"من" کاش باز هم به "تو" نزدیک تر شود
در "ما" نه در"تو" این"من و تو" مختصر شود
با من نفس بکش که گره خورده ام به تو
با من نفس بکش که تنم داغ تر شود
با شرم ، نام کوچک من را صدا بزن
تا این "من" از زمین و زمان بی خبر شود
ای کاش می گذاشت دمی دست روی دست
این ساعت عجول مبادا سحر شود!
بگذار تا شود همه جا عشق منتشر
زیبایی ات در آینه ها ضربدر شود
بی پرده زن شوی همه ی مرد بودنم
در کوچه باغ های تنت رهگذر شود
بگذار عشق حاکم بازی شود نترس
آنچه که عقل گفته همه بی اثر شود
بگذار مثل خون بدوم در رگان تو
بگذار با تو بودن من مستمر شود
وصی پور
در "ما" نه در"تو" این"من و تو" مختصر شود
با من نفس بکش که گره خورده ام به تو
با من نفس بکش که تنم داغ تر شود
با شرم ، نام کوچک من را صدا بزن
تا این "من" از زمین و زمان بی خبر شود
ای کاش می گذاشت دمی دست روی دست
این ساعت عجول مبادا سحر شود!
بگذار تا شود همه جا عشق منتشر
زیبایی ات در آینه ها ضربدر شود
بی پرده زن شوی همه ی مرد بودنم
در کوچه باغ های تنت رهگذر شود
بگذار عشق حاکم بازی شود نترس
آنچه که عقل گفته همه بی اثر شود
بگذار مثل خون بدوم در رگان تو
بگذار با تو بودن من مستمر شود
وصی پور
- ۸۲۳
- ۰۹ مهر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط