زندگی جدید پارت
زندگی جدید (پارت۶)
با دیدن اون صحنه دنیا روی سرم خراب شد اون ا/ت بود کل بدنش خونی بود ،،افتادم زمین شروع کردم به گریه کردن ،،که یهو با صدای امبولانس به خودم اومدم ا/ت گذاشتن روی برانکا وبردنش تو خودمو جمعو جور کردم تا کسی نشناستم سریع رفتم توی پارکینگ ماشینمو برداشتم پشت امبولانس رفتم توی راه همش داشتم خودمو سر زنش میکردم اون از حرفای پیدینیم اینم از مهم ترین فرد زندگیم که بخاطر من الان توی این حالو اوضاست
فلش بک به یک هفته پیش
جیمین: تهیونگ پیدینیم کارت داره گفت بری دفترش،،،،،تهیونگ:اوکی
تق تق (مثلا داره در میزنه😂)
پیدینیم: بیا تو
تهیونگ: سلام یه تعظیم کردم رفتم نشستم روی صندلی
کارم داشتید.،،،،پیدینیم: تهیونگ سرتو به درد نمیارم خطم کلام با اون دختری که داری قرار میزاری سریعا کات میکنی نمی دونم فقط تمومش بکن بهش بگو دیگه بهت حسی ندارم
تهیونگ: چییییی!! چی دارین میگین من نمی تونم من عاشق اونم اون تمام زندگیمهه نمی تونم
پیدینیم: تهیونگگ الان تو باید درگیر تورای کنسرتت باشی نه یه دختر زودگذر اگه ارمی ها بفهمن چی هانن اگه وقتی بیرونی باهاش ازت عکس بگیرن پخش کنن چی هانن؟؟ میدونی چقدرر هیت میگیریی پسرهی دیوونه
تهیونگ: فعلا که کسی نفهمیده و نخواهن فهمید بعدشم پیدینیم،،تا کی میخواین مارو از قرار گذاشتنو عاشق شدن دور کنید اخه ماهم ادمیم(اینارو با گریه داد میگفت) احساس داریم اینو گفتم و از دفترش اومدم بیرون ... الان یه چند روزیه با ا/ت سرد شدم واقعا یه عوضیم اخه چطور میتونم ولی باید درست حسابی فکر کنم ببینم چه خاکی به سرم بریزم نه میخوام عشقمو ول کنم نه کسی بفهمه ما با همیم نه اینکه با پیدینیم بد بشم .
زمان حال
بالاخره رسیدم بیمارستان سریع پشتشون رفتم ا/ت گذاشتن روی تخت داشتن میبردنش سمت اتاق عمل منم کنار تخت بودم که بردنش توی اتاق عمل فقط داشتم مثل سگ گریع میکردم افتاده. بودم زمین فقط داشتم گریه میکردم بشدت حالم بود همش..همش تقصیر منه اون بخاطر من اینطوری شده ، که یهو ینفر از اتاق عمل اومد بیرون
دکتر: همراه مریض کی هستن ،،،
تهیونگ: من ،،من همراهشم ،،،دکتر: نسبتتون با ایشون چیه ؟. تهیونگ: توی ذهنش(نمی تونم بگم دوست دخترمه) ام من رفیقش هستم ،،،،،،دکتر: به خانوادشون اطلاع بدین که بیان
تهیونگ: (از اونجایی که ا/ت خانوادش ایرانن فقط خودش کرههست منم همینو گفتم) آقای دکتر خانوادش یه کشور دیگن .....دکتر: خوب بیاید این فرم رو پر کنید
تهیونگ: باشه چشم فقط میگم الان ا/ت توی چه اوضاییه؟ ،،،،،دکتر: فعلا. همکارام دارن عملش میکنن که حدود ۲،،،۳ ساعتی طول میشکه جناب ،،تهیونگ: اهان مرسی
۳ ساعت بعد
ادامه دارد...
با دیدن اون صحنه دنیا روی سرم خراب شد اون ا/ت بود کل بدنش خونی بود ،،افتادم زمین شروع کردم به گریه کردن ،،که یهو با صدای امبولانس به خودم اومدم ا/ت گذاشتن روی برانکا وبردنش تو خودمو جمعو جور کردم تا کسی نشناستم سریع رفتم توی پارکینگ ماشینمو برداشتم پشت امبولانس رفتم توی راه همش داشتم خودمو سر زنش میکردم اون از حرفای پیدینیم اینم از مهم ترین فرد زندگیم که بخاطر من الان توی این حالو اوضاست
فلش بک به یک هفته پیش
جیمین: تهیونگ پیدینیم کارت داره گفت بری دفترش،،،،،تهیونگ:اوکی
تق تق (مثلا داره در میزنه😂)
پیدینیم: بیا تو
تهیونگ: سلام یه تعظیم کردم رفتم نشستم روی صندلی
کارم داشتید.،،،،پیدینیم: تهیونگ سرتو به درد نمیارم خطم کلام با اون دختری که داری قرار میزاری سریعا کات میکنی نمی دونم فقط تمومش بکن بهش بگو دیگه بهت حسی ندارم
تهیونگ: چییییی!! چی دارین میگین من نمی تونم من عاشق اونم اون تمام زندگیمهه نمی تونم
پیدینیم: تهیونگگ الان تو باید درگیر تورای کنسرتت باشی نه یه دختر زودگذر اگه ارمی ها بفهمن چی هانن اگه وقتی بیرونی باهاش ازت عکس بگیرن پخش کنن چی هانن؟؟ میدونی چقدرر هیت میگیریی پسرهی دیوونه
تهیونگ: فعلا که کسی نفهمیده و نخواهن فهمید بعدشم پیدینیم،،تا کی میخواین مارو از قرار گذاشتنو عاشق شدن دور کنید اخه ماهم ادمیم(اینارو با گریه داد میگفت) احساس داریم اینو گفتم و از دفترش اومدم بیرون ... الان یه چند روزیه با ا/ت سرد شدم واقعا یه عوضیم اخه چطور میتونم ولی باید درست حسابی فکر کنم ببینم چه خاکی به سرم بریزم نه میخوام عشقمو ول کنم نه کسی بفهمه ما با همیم نه اینکه با پیدینیم بد بشم .
زمان حال
بالاخره رسیدم بیمارستان سریع پشتشون رفتم ا/ت گذاشتن روی تخت داشتن میبردنش سمت اتاق عمل منم کنار تخت بودم که بردنش توی اتاق عمل فقط داشتم مثل سگ گریع میکردم افتاده. بودم زمین فقط داشتم گریه میکردم بشدت حالم بود همش..همش تقصیر منه اون بخاطر من اینطوری شده ، که یهو ینفر از اتاق عمل اومد بیرون
دکتر: همراه مریض کی هستن ،،،
تهیونگ: من ،،من همراهشم ،،،دکتر: نسبتتون با ایشون چیه ؟. تهیونگ: توی ذهنش(نمی تونم بگم دوست دخترمه) ام من رفیقش هستم ،،،،،،دکتر: به خانوادشون اطلاع بدین که بیان
تهیونگ: (از اونجایی که ا/ت خانوادش ایرانن فقط خودش کرههست منم همینو گفتم) آقای دکتر خانوادش یه کشور دیگن .....دکتر: خوب بیاید این فرم رو پر کنید
تهیونگ: باشه چشم فقط میگم الان ا/ت توی چه اوضاییه؟ ،،،،،دکتر: فعلا. همکارام دارن عملش میکنن که حدود ۲،،،۳ ساعتی طول میشکه جناب ،،تهیونگ: اهان مرسی
۳ ساعت بعد
ادامه دارد...
- ۵.۴k
- ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط