{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم ،

هـر شـب کـه مـی خـواهـم بـخـوابـم ،
مـی گـویـم :
صـُــبـح کـه آمـدی ،
بـا شـاخـه ای گـُـــل ســُـــرخ ،
وانــمــود مــی کــنــم هــیــچ دلــتــنــگ نــبـــوده ام...
صـُــبـح کــه بــیــدار مــی شــوم ،
مـی گـویـم :
شـــب،
بــا چــمــدانــی بـــُــزرگ مــی آیــد ،
و دیــگــر نــمــی رود...
دیدگاه ها (۵)

شبیهِ ممکن ترین اتفاق ،خیره در حیرتِ بی باورِ دیدگانِ پر بخل...

و از میان تمامِ آرزو ها ،دردناک ترینش ،نخواستن تو در نداشتنِ...

انّا لله و انّا الیه...به زبانم نمی آید...من مرگ را دیده ام....

مادر مهدی دختر سزار روم شرقی بوده‌است ،که به اسارت مسلمانان ...

نمی‌دانم با تو چه کرده‌ام که این‌گونه به تو وابسته‌ام… فقط م...

«گولش» بزن...امیرالمؤمنین سلام الله علیه:براى عبادت كردن، نف...

مادری که آرزوی پسر پنج‌ساله‌اش را باور نکردآنچه امروز بیش از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط