{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم پر است ز خون، بر لبم مزن انگشت!

دلم پر است ز خون، بر لبم مزن انگشت!

که همچو شیشه ی مِی گریه در گلو دارم!

«اسیری شیرازی»
دیدگاه ها (۳)

هی پا به پا نکن که بگویم سفر به خیر ،مجبور نیستی که بمانی .....

جاده بهانه است مقصٖود چشم توست!من راهیِ تواَم ای مقصدِ ...

مُرغِ دِلَم باز پَریدن گرفت؛طوطیِ جان قَند چَریدن گرفت؛اُشتُ...

عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده،حیران شد و بگرفت به دندان سر ...

‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌♥️ℒℴνℯ♥️... دلی دارم ز جنس سنگ و شیشه...

دلم که برایت تنگ می شود ...می گیرد ...فریاد می کشد ...می تپد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط