{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که عشق مضحکه ی دست ماه شد

وقتی که عشق مضحکه ی دست ماه شد
دیدی
خیال خام پلنگت
تباه شد
نفرین
به سرنوشت غم انگیز پیله ی
مردی که شعر های سپیدش سیاه شد.....

#سید_احمد_حسینی
دیدگاه ها (۱)

بنده ی یک دل منم بند قبای تورا چاکر یکتا منم زلف دوتای تورا ...

وارد زندگی‌ات می‌‌شوندبرایِ شب‌هات قصهبرای قصه‌ها شهرزاد می‌...

ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﭘﻮﺳﯿﺪﻩ ﺩﺭ ﺍﺳﺎﺭﺕ ﺧﺎﮎ ﻫﺴﺘﻨﺪﻭ ﻣﻐﺰﻫﺎﯼ ﭘﻮﺳﯿﺪﻩ ﺩﺭﺍﺳﺎﺭﺕ ﺧﺮ...

***سهراب سپهری***صبح امروز کسی گفت به من؛ تو چقدر تنهایی! گف...

این چشم غره‌های پدر از چیست؟ ... مادر من اشتباه نکردم کهتا چ...

نقطه ی آرامش

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط