. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
. ₗₒᵥₑ ₒf ₜₕₑ ₘₒₒₙ ₐₙd ₜₕₑ ₛᵤₙ
𝑷𝒂𝒓𝒕.²⁶ .
.
× مرز داری نه نگاه جدی کرم داری
* دیدم جو جوه شوخیه
+ مردک کونی ریدیم به خودمون
♡ چا وو مین بک سو هو رل زده
* چیییییی
♡ هه هه شوخی بود
* اصلا جالب نبود
+ مثل شوخیه خودت حرومزاده
* بچه ها کی برمیگردیم
× چرو
* حس میکنم نزدیک به رات هستم
+ گاییدمت هممون اینجا امگاییم
* والا شما آلفا میگایین نه آلفا شمارو
♡ بچه دقت میکنین من حاملم
*×+ عه وااا
♡ زاییدمتون
اون چهار نفر در حال خنده و گفت و گو هاشون و خنده بودن غافا از اینکه چه اتفاقاتی قراره براشون بیوفته معلوم نیست که جون سالم به در میبرن یا نه چه اتفافی قرار بود بود بیوفته ؟؟ یعنی واقعا مرگ در انتضارشون بود .
الان همه داخل حیاط ویلا بودند یونجون هم مثل پروانه دور بومگیو میگشت که چا وو مبن پرید وسط وگفت
* میگما یونجون این امگا پیش تو انقدر لوسه پیش ما والا این آلفا هارو میگاعه نه آلفا ها اینو
♡ چا وو مین عزیزم تو بدو برو پیش تهیونگ ببین چیکار میکنه
* به من چه ... آها تهیونگ خب جیمین توهم بیا کارت داریم
× خب
+ خب ؟؟
* چی خب خب میکنین
× تو گفتی کارم داری
* آها اون شب
+ راست میگههه چیکار کردینننن ؟؟؟
× عام کیس رفتیم
+ مشلاه والا
× تو خودت چیشدی
+ برام خطو نشون کشید
* آقا بک سوهو شنیدم میاد راسته ؟؟؟
+آره
* جون
× بادمجون چقدد خزی
* حالا تو باکلاس باش
+ حیح
.
.
.
تهیونگ روی تاب قسمت خلوت حیاط نشسته بود و به آسمون خیره بود تا اینکه کوک اومد کنارش روی چمن ها نشست تهیونگچشاش از حدقه زده بود بیرون
𝑷𝒂𝒓𝒕.²⁶ .
.
× مرز داری نه نگاه جدی کرم داری
* دیدم جو جوه شوخیه
+ مردک کونی ریدیم به خودمون
♡ چا وو مین بک سو هو رل زده
* چیییییی
♡ هه هه شوخی بود
* اصلا جالب نبود
+ مثل شوخیه خودت حرومزاده
* بچه ها کی برمیگردیم
× چرو
* حس میکنم نزدیک به رات هستم
+ گاییدمت هممون اینجا امگاییم
* والا شما آلفا میگایین نه آلفا شمارو
♡ بچه دقت میکنین من حاملم
*×+ عه وااا
♡ زاییدمتون
اون چهار نفر در حال خنده و گفت و گو هاشون و خنده بودن غافا از اینکه چه اتفاقاتی قراره براشون بیوفته معلوم نیست که جون سالم به در میبرن یا نه چه اتفافی قرار بود بود بیوفته ؟؟ یعنی واقعا مرگ در انتضارشون بود .
الان همه داخل حیاط ویلا بودند یونجون هم مثل پروانه دور بومگیو میگشت که چا وو مبن پرید وسط وگفت
* میگما یونجون این امگا پیش تو انقدر لوسه پیش ما والا این آلفا هارو میگاعه نه آلفا ها اینو
♡ چا وو مین عزیزم تو بدو برو پیش تهیونگ ببین چیکار میکنه
* به من چه ... آها تهیونگ خب جیمین توهم بیا کارت داریم
× خب
+ خب ؟؟
* چی خب خب میکنین
× تو گفتی کارم داری
* آها اون شب
+ راست میگههه چیکار کردینننن ؟؟؟
× عام کیس رفتیم
+ مشلاه والا
× تو خودت چیشدی
+ برام خطو نشون کشید
* آقا بک سوهو شنیدم میاد راسته ؟؟؟
+آره
* جون
× بادمجون چقدد خزی
* حالا تو باکلاس باش
+ حیح
.
.
.
تهیونگ روی تاب قسمت خلوت حیاط نشسته بود و به آسمون خیره بود تا اینکه کوک اومد کنارش روی چمن ها نشست تهیونگچشاش از حدقه زده بود بیرون
- ۸۳۳
- ۳۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط