{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

sorry

sorry..2
p.2

۱۱ آگوست ۲۰۲۵
ساعت: ۶:۰۰

چشماش رو باز کرد.
دستاش آزاد بودن.
کوک: آهههه بازم مدرسه...امروز کارنامه میدن!

بی حال بلند شد..لباس هاش رو پوشید..بدون خوردن صبحانه به سمت مدرسه حرکت کرد...تصمیم گرفت پیاده بره...

یه ده دقیقه ای از حرکت کردنش می‌گذشت .. احساس میکرد تحت تعقیبه..
البته دیگه مطمعن بود.. یه هفته ای میشد که ون مشکی دنبالشه..

اهمیت نداد...
رسید دانشگاه..لینو دویید سمتش...تنها دوستش...
خب کی با پسری مثل اون دوست میشه؟

لینو: چخبر پسر؟
کوک: بدتر از همیشه..
لینو: هعییی ناراحت نباش..
جوابی نداد..

لینو: امروز کارنامه میدن...
کوک: بدترین شرایط وجود نداره؟
لینو: ولی این شرایط واییی مامان بابا مون جرمون میدن(واییی دو الی سه ماهه دیگه.. وضعیت ما)
.
.
.
۱۲:۳۰
از دانشگاه اومد بیرون...کارنامه افتضاح بود.
رسما ریده بود.
مردی با کن شلوار مشکی اومد سمتش..

#: قربان..با من بیاین
کوک: باشه..

سوار ون مشکی شد..
مردی...

ادامه دارد....
شرایط پارت بعد...
لایک: ۱۵
کامنت: ۵
حمایت؟😢
دیدگاه ها (۱۶)

فقط یکدفعه دیدم چقدر گذشته از زمانی که شروع کردم فیک نویسی ر...

sorry..2p.3۱۱ آگوست ۲۰۲۵ساعت: ۱۲:۳۰سوار ون مشکی شد.داخل ون م...

sorry..2p.1۱۰ آگوست ۲۰۲۵ساعت: ۱۲:۳۲صدای داد توی عمارت بزرگ پ...

آماده فصل جدید..sorry..هستید؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط