P
P6🍋🟩
ساعت دوازده شب//
هانیل:
تا این ساعت منتظر بابام موندم اما نیومد دیگه بیخیال شدم و رفتم بالا تو اتاقم حتما قراره شبم اونجا بمونه و اصلا حتی به وجود من فکرم نکرده چون فردا مدرسه داشتم نمیتونستم دیر بخوابم به خاطر همینم رفتم تو اتاقم و خوابیدم
ساعت شیش صبح//
هانیل با آلارم گوشیش از خواب بیدار شد و اول یکم روی تخت نشست تا ویندوزش بالا بیاد بعدش بلند شد رفت سمت دستشویی و دست و صورتشو شست و مسواک زد و بعدشم لباساشو پوشید،بعد از حاضر شدن کیفشو برداشت و رفت پایین و یه قهوه برای خودش درست کرد و بعد از خوردنش از خونه زد بیرون و سوار ماشین راننده شخصی پدرش شد و به سمت مدرسه حرکت کرد امروز جلسه ی اولیا و مربیان هستش و قراره کارنامه هارو بدن اما نامجون مثل همیشه قرار نیست توی جلسه حضور داشته باشه و بعد از مدرسه شخصا با مدیر هانیل ملاقات میکنه و کارنامه و گزارش وضعیت درسیش رو میگیره پس با این حساب قراره با پدرش بر گرده.
بعد از بیست دقیقه بنز مشکی رنگ جلوی ورودی مدرسه پارک کرد راننده میخواست پیاده بشه و درو برای هانیل باز کنه اما چون هانیل از جلب توجه خوشش نمیاد اجازه نداد و خودش درو باز کرد و از ماشین پیاده شد و رفت سمت در بزرگ و نقره ای رنگ مدرسه زنگ درو زد و سرایدار مدرسه درو براش باز کرد
&سلام خانم پارک
¥سلام دختر قشنگم صبحت بخیر
&صبح شمام بخیر امیدوارم روز خوبی داشته باشین
¥منم همینطور
&با اجازه{رفت}
بعد از بالا رفتن حدود سی تا پله بالاخره له کلاسشون رسید درو باز کرد و وارد شد و طبق عادتش به همه سلام داد
&سلام دخترا
¢سلام هانیل
§سلام
∆سلام هانیل
~سلام
^سلام
∆هانیل میگم میشه این مسئله رو برام توضیح بدی هیچی نمیفهمم
&دختر بزار برسم بعد
×معلومه تو استرس نداری
&استرس برای چی؟
÷کارنامه ها دیگه
¢اخه هانیل برای چی باید استرس داشته باشه وقتی از نتیجه خبر داره
×اره دیگه مثل همیشه قراره بیست بشی
✓حالا اینارو ول کنیم دستت چیشده؟
&اها این چیزی نیست دیروز موقع آشپزی بریدم
^باید دقت کنی دختره ی سر به هوا
&چشم عصبی نشو از این به بعد دقت میکنم
°ایی حتما خیلیم درد داشت
&اره خیلی
√خانم اومد
همه بلند میشن و سلام میدن
€سلام بچه ها بشینین....خوب امروز نتایج امتحانا رو داریم
©خانم نمیشه امروز ندین ؟
€نه اصلا راهم نداره خوب اولین نفر: کیم هانیل مثل همیشه بیست تشویقش کنید بیا دخترم برگتو بگیر
&خیلی ممنون{میره رو میگیره}
€و اما بقیه از بقیه اصلا راضی نبودم باید حتما روی درستون کار کنید به خاطر همین لازمه که یه کلاس خصوصی ترتیب بدیم اما چون من وقتشو ندارم نمیتونم تدریس کنم واسه ی همین میخوام از هانیل خواهش کنم که معلم این کلاس بشه شما بچه ها همتون موافقید؟
¢بله خانم
^√$£©✓√÷×§∆ بله خانم
€خوب عالیه....هانیل جان خودتم میخوای؟
&خیلی ممنونم از لطفتون اما من باید از پدرم اجازه بگیرم
€پس باهاشون حرف بزن و بگو و اینم بگم که هیچ اجباری نیست و میتونی ردش کنی
& چشم خیلی ممنونم
≈هانیل قبول کن دیگه تروخدا
¶اره ما با تو خبلی راحتریم خیلیم خوب درست میدی
&مرسی بچه ها اما نمیتونم قول بدم واقعا
€خیلی خوب کافیه دیگه بریم سر درسمون
ادامه دارد...
ساعت دوازده شب//
هانیل:
تا این ساعت منتظر بابام موندم اما نیومد دیگه بیخیال شدم و رفتم بالا تو اتاقم حتما قراره شبم اونجا بمونه و اصلا حتی به وجود من فکرم نکرده چون فردا مدرسه داشتم نمیتونستم دیر بخوابم به خاطر همینم رفتم تو اتاقم و خوابیدم
ساعت شیش صبح//
هانیل با آلارم گوشیش از خواب بیدار شد و اول یکم روی تخت نشست تا ویندوزش بالا بیاد بعدش بلند شد رفت سمت دستشویی و دست و صورتشو شست و مسواک زد و بعدشم لباساشو پوشید،بعد از حاضر شدن کیفشو برداشت و رفت پایین و یه قهوه برای خودش درست کرد و بعد از خوردنش از خونه زد بیرون و سوار ماشین راننده شخصی پدرش شد و به سمت مدرسه حرکت کرد امروز جلسه ی اولیا و مربیان هستش و قراره کارنامه هارو بدن اما نامجون مثل همیشه قرار نیست توی جلسه حضور داشته باشه و بعد از مدرسه شخصا با مدیر هانیل ملاقات میکنه و کارنامه و گزارش وضعیت درسیش رو میگیره پس با این حساب قراره با پدرش بر گرده.
بعد از بیست دقیقه بنز مشکی رنگ جلوی ورودی مدرسه پارک کرد راننده میخواست پیاده بشه و درو برای هانیل باز کنه اما چون هانیل از جلب توجه خوشش نمیاد اجازه نداد و خودش درو باز کرد و از ماشین پیاده شد و رفت سمت در بزرگ و نقره ای رنگ مدرسه زنگ درو زد و سرایدار مدرسه درو براش باز کرد
&سلام خانم پارک
¥سلام دختر قشنگم صبحت بخیر
&صبح شمام بخیر امیدوارم روز خوبی داشته باشین
¥منم همینطور
&با اجازه{رفت}
بعد از بالا رفتن حدود سی تا پله بالاخره له کلاسشون رسید درو باز کرد و وارد شد و طبق عادتش به همه سلام داد
&سلام دخترا
¢سلام هانیل
§سلام
∆سلام هانیل
~سلام
^سلام
∆هانیل میگم میشه این مسئله رو برام توضیح بدی هیچی نمیفهمم
&دختر بزار برسم بعد
×معلومه تو استرس نداری
&استرس برای چی؟
÷کارنامه ها دیگه
¢اخه هانیل برای چی باید استرس داشته باشه وقتی از نتیجه خبر داره
×اره دیگه مثل همیشه قراره بیست بشی
✓حالا اینارو ول کنیم دستت چیشده؟
&اها این چیزی نیست دیروز موقع آشپزی بریدم
^باید دقت کنی دختره ی سر به هوا
&چشم عصبی نشو از این به بعد دقت میکنم
°ایی حتما خیلیم درد داشت
&اره خیلی
√خانم اومد
همه بلند میشن و سلام میدن
€سلام بچه ها بشینین....خوب امروز نتایج امتحانا رو داریم
©خانم نمیشه امروز ندین ؟
€نه اصلا راهم نداره خوب اولین نفر: کیم هانیل مثل همیشه بیست تشویقش کنید بیا دخترم برگتو بگیر
&خیلی ممنون{میره رو میگیره}
€و اما بقیه از بقیه اصلا راضی نبودم باید حتما روی درستون کار کنید به خاطر همین لازمه که یه کلاس خصوصی ترتیب بدیم اما چون من وقتشو ندارم نمیتونم تدریس کنم واسه ی همین میخوام از هانیل خواهش کنم که معلم این کلاس بشه شما بچه ها همتون موافقید؟
¢بله خانم
^√$£©✓√÷×§∆ بله خانم
€خوب عالیه....هانیل جان خودتم میخوای؟
&خیلی ممنونم از لطفتون اما من باید از پدرم اجازه بگیرم
€پس باهاشون حرف بزن و بگو و اینم بگم که هیچ اجباری نیست و میتونی ردش کنی
& چشم خیلی ممنونم
≈هانیل قبول کن دیگه تروخدا
¶اره ما با تو خبلی راحتریم خیلیم خوب درست میدی
&مرسی بچه ها اما نمیتونم قول بدم واقعا
€خیلی خوب کافیه دیگه بریم سر درسمون
ادامه دارد...
- ۲۵.۴k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط