{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای من

مافیای من
Part:22.

تلویزیون و روشن کردم که حواسم یکم پرت بشه اما فایده نداشت
ا.ت:دختره رو مخ•اروم
جیا:چیزی گفتی
ا.ت:نه عزیزم
کوک:ا.ت عشقم من یه کاری برام پیش اومده باید برم
ا.ت:باشه عشقم
کوک:فعلا
ا.ت:فعلا مواظب خودت باش
کوک:تو هم همین طور
جیا:فعلا کوکی جونم•با عشوه
این چرا اینهمه عشوه میاد کوک رفت داشتم حرصی نگاش می کردم اونم همین طور
جیا:دختره هرزه تو از کجا پیدات شد ها
ا.ت:چی داری میگی هرزه منم یا تو که با این لباس عجغ وجغ اومدی نشستی اینجا
جیا:فضولیش به تو نیومده برای چی کوکی منو می خوای هان
ا.ت:چی کوکی تو از کی اون کوکی تو شده
جیا:به تو مربوط نیست گمشو از زندگیمون بیرون
ا.ت:چی هه تو باید از زندگی ما گورتو گم کنی زنیکه دو هزاری
جیا:چی تو به من گفتی دو هزاری خودت چی هستی پس یه هزاری
ا.ت:هرچی هم باشم از تو بدتر نیستم دختره پیکمی
جیا:هی خفه شو
ا.ت:اگه نشم چیکار می‌کنی ها خانم دو هزاری درو ور کوک نمی گردی فهمیدی
و بلند شدم رفتم
جیا:•در حال حرص خوردن
رفتم اتاقم روی تخت ولو شدم تو فکر بودم که صدا اومد بلند شدم رفتم بیرون که جیا پایین
پله ها نشسته بود که یهو در باز شد و کوک اومد داخل و جیا شروع کرد به گریه کردن
جیا:کوکی هق جونم هق ا.ت منو هق هل داد هق
ا.ت:چی داری میگی من همین الان اومدم
کوک:ا.ت چی داره میگه
ا.ت:داره دروغ میگه
کوک:باشه
لایک و کامنت یادتون نره قشنگام 🥰
دیدگاه ها (۸)

مافیای من part:23‌‍. ...

درخواستی وقتی تازه نامزد کردین وPart:1سلام من ا.تم ۲۱سالمه ن...

مافیای من Part:21. ...

مافیای من part:20. ...

Part 7ا،ت ویو از خواب بیدار شدم دیدم جونگ کوک بغلم خوابیده ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط