{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سختـﮧ حرفم…

سختـﮧ حرفم…
ولے باید رفت.
دیگـﮧ تمومـﮧ…
دیگـﮧ بریدم…
دیگـﮧ خستـﮧ ام از اینکـﮧ
هرچے هے اومدمو نرسیدم…
سختـﮧ حرفم…
ولے باید بدونے خستـﮧ ام…
ولے باید بدونے
کـﮧ میرم با یـﮧیادگارے
رو دستم…
با یـﮧ یادگارے رو دستم…
سختـﮧ رفتن
بس کـﮧ سردم
من حرف دلایـﮧ شکستم…
دیدگاه ها (۳)

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دهمویو تهیونگهمون روز، جیمین زن...

You are mine...⁴[ویو نیلا]بعد از اینکه همه رفتن،جونگکوک از ر...

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

اسم : عشقی در تاریکی جنگل پارت ۶ (از زبان راوی ) ،الستور در ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

★彡   Part 60 彡★ "میدونستم دیر یا زود اینو باید بهت بگم. ببین...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟏مانیا چند لحظه پشت در اتاق جیمین ایستاد...

پارت ۷ویو ات + خب جیمین چیکارم داشتی × راستش ات ........- خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط