{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part:140

Part:140

دکتر : چی کنن لارا منو تو محرم راز همدیگه هستیم
لارا : ت...تجا...وز
دکتر : اوهوم یعنی تو پرورشگاه از ۱۴ سالگی سعی میکردن بهت دست درازی کنن
لارا : از ۱۳ سالگی سعی میکردن یه سال بعدش هر دفعه بهش فکر میکردم یا اونا دوباره میخواستن نزدیکم شن اینجوری میشدم
دکتر : خب لارا بزار بی پرده حرف بزنم اینا واکنش بدنت نسبت به اون اتفاقاس و اینم بپرسم تا حالا موفق شدن بهت تجاوز کنن؟
لارا : نه یه بار تقریبا موفق شدن
دکتر : هوم یعنی کامل نتونستن
لارا : عاره (بغض)
دکتر : بغض نکن
لارا : هوم
دکتر : راستشو بخای برای منم اتفاق افتاده
لارا : چی
دکتر : این که بهم تجاوز کنن دیگه تو باید قوی باشی اینجوری خیلی بهتره خب من دیگه میرم
هانی : خوبی
لارا : میشه به ته نگی
هانی : چرا نمیخوای بدونه
لارا : میترسم اگه بفهمه ترکم کنه یا ازم متنفر شه ولم کنه برع هانی من بدون اون میمیرم
هانی : میدونم که تهیونگ همچنین کاری نمیکنه ولی باشه نمیگم
لارا : مرسیییی
دیدگاه ها (۰)

Do I love him, or do I hate him?p:³رفتم جلوی در مهد کودک تا ...

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند( فصل ۳)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁹ویو: اتبا صدای گوشیه جونگ‌کوک از...

[•] عــــمارت★عشقـــ[•]Part number 30"هوم...تبریک میگم!"_«مم...

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت آخرکم کم پاهاش سست ...

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۸ویو لیا:صبحونه‌مون که تموم ش...

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

برادر ناتنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط