{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب

گهی از مهر یاد عاشق شیدا کند یا رب
چو شیدایی ببیند هیچ یاد ما کند یا رب


گرفتم کان مسافر نامه سوی من روان سازد
چسان قاصد من گمنام را پیدا کند یا رب


به آه و نالهٔ شبها اسیرم کرد و فارغ شد
چرا با تیره روز خود کسی اینها کند یا رب


به بازار جنون افتاد وحشی بی سر زلفش
بد افتادست کارش، ترک این سودا کند یا رب
«وحشی بافقی»
دیدگاه ها (۱)

باز باران با ترانه با گوهرهای فراوان می خورد بر بام خانه یاد...

وقتی سیمت به بالا سری وصل باشه...

در پهنه دشت رهنوردی پیداستوندر پیِ آن قافله، گردی پیداستفریا...

از بیابان های خشک و تشنه از هر سوی صد فرسنگدر غروبی ارغوانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط