{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دسـت بـه “صورتـم” نـزن !

دسـت بـه “صورتـم” نـزن !

می تـرسم بیـفتـد نقـاب خنـدانـی کـه بـر چهـره دارم ...!

و بعــد

سیـل ِ اشـک هـایـم “تـــــــــــو” را بـا خـود ببــرد

و بـاز

من بمانم و تنهــــــایی …!
دیدگاه ها (۴۱)

هیچ وقت نباید به اجبار خندیدگاهی باید تا نهایت آرامش گریه کر...

…یه وقتایی،یه حرفایی،چنان آتیشت میزنهکه دوست داری فریاد بزنی...

آنکه می گوید زندگی گذشته استمردهآنهم که می گوید زندگی در راه...

قسمتی از کتاب کاش حقیقت داشت__مارک لویتصور کن برنده یک مسابق...

عاشقانه های شبنم

پارت ۴۱پادزهر پیدا شد.اما یک مشکل وجود داشت.فقط خون من می‌تو...

خنده‌ های تو کودکی‌ام را به من می‌بخشد .و آغوش تو آرامشی بهش...

در تمام عصرهای تنهایی امنبودنت می شود تبِ جانسوز می آید و می...

#سلام بر هر قلب مهربانی که از انسانیت بالاترین معانی خود را ...

تمام راه با توامبا تو پرندگان را تماشا می کنمبا تو زیر سایه ...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

با دستانت،تلی که از گل های رنگ چشمانم درست کرده بودی را بر س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط