خواب بودی حیفم امدبالبت بازی کنم
خواب بودی حیفم امدبالبت بازی کنم
پیش خودگفتم کمی تمرین خودسازی کنم
پیش خودگفتم نمیخواهم دراغوشت کشم
یانمیخواهم دگرازلعل شیرینت چشم
عهدکردم اندکی ازخودنگهبانی کنم
شوق لمس روی تو درسینه زندانی کنم
عهدکردم نازنینم گرچه باچشم ترم
لذت بوئیدنت راازسرم بیرون برم
تاکه گفتم چشم تو از سربرون خواهم نمود
یک کلام ووالسلام←الاهمین بودونبود
چشم واکردی نشدعقل خودم راضی کنم
من غلط کردم ←غلط کردم که خودسازی کنم..
پیش خودگفتم کمی تمرین خودسازی کنم
پیش خودگفتم نمیخواهم دراغوشت کشم
یانمیخواهم دگرازلعل شیرینت چشم
عهدکردم اندکی ازخودنگهبانی کنم
شوق لمس روی تو درسینه زندانی کنم
عهدکردم نازنینم گرچه باچشم ترم
لذت بوئیدنت راازسرم بیرون برم
تاکه گفتم چشم تو از سربرون خواهم نمود
یک کلام ووالسلام←الاهمین بودونبود
چشم واکردی نشدعقل خودم راضی کنم
من غلط کردم ←غلط کردم که خودسازی کنم..
- ۷۹۷
- ۱۶ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط