{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر اینجا دلش تنگ است ، باور می کنی؟!

یک نفر اینجا دلش تنگ است ، باور می کنی؟!
یک گذر بر قلب او ، یکبار دیگر می کنی؟! یک نفر دارد ، هوای پر کشیدن ، در دلت
یک سفر ، شهباز من ، با این کبوتر می کنی؟! ماه من ، چشمان زیبایت ، مرا دیوانه کرد !
با من دیوانه ، ای زیبای من ، سر می کنی؟

گل بده در باغ دل ، تا جان دهم در پای تو !؟
گل بده ، کاشانه ی دل را ، معطر می کنی؟! ساعتی پیشم نشین ، من خسته ام از زندگی
خستگی را از تنم ، با بوسه ای در می کنی؟

گوش من لج می کند ، وقتیکه حرف از رفتن است !
صحبت رفتن ، تو با این آدم کر می کنی؟..
دیدگاه ها (۱)

خواب بودی حیفم امدبالبت بازی کنمپیش خودگفتم کمی تمرین خودساز...

. آنچنان ذهن من از خواستنت سرشار استکه شب از یاد تو تا وقت س...

باران کم کم از نفس افتاده ی بهار!بر پشت بام خانه ی من آمدی چ...

قطره قطره شانه ام را خیس دریا کرد و رفت گفت باید رفت، گفت و ...

دل ندادم که مرا یک روز خاکستر کنیدل به تو دادم که حالم را کم...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط