{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خودکشی با عشق

خودکشی با عشق

پارت هفتم


&:دیدم یکی از پشت داره علامت هیس میده با اسلحه... بهتر نگاه کردم دیدم جونگ کوک بود خودشه باید یه کاری میکردم دیگه شروع گردم به نقش بازی کردن

&:باشه ا/ت بزای خودن ببرش یا هرکاری میخوای کن...

+:چرا جیمین همچین کاری کرد از اول میدونستم دوسم نداره یه دفعه صدای تیر اومد منو زد مردم یعنی دیدم دیگه کسی موهامو نگرفته کشتنش ؟؟

&:دویدم سمت ا/ت.. ا/ت حالت خوبههه؟؟؟ چرا بهم نگفتی که بارداری ...‌ هاا؟؟


+:رفته بودم بیرون تا کیک بگیرم( با گریه) که سوپرایزت کنم که اینطوری شد .....

&:منو ببخش ... باید زودتر میومدم

فلش بک قبل از اتفاق::

باید برم خونه دیگه تا اومدم برم بیرون یکی از کارمندا اومد داخل

......


کارمند : آقای پارک این یه پروندس که باید فوری انجام بشه میشه کاملش کنید
.؟؟

&:نه فردا میام ...

کارمند:خیلی مهمه آقای پارک

...

&:باشه بدین بهم


فلش بک به بعد از اتفاق ::

جونگ کوک :زن داداش خوبی ؟؟

+اره خوبم

جونگ کوک :جیمین تو خوبی ؟

&:آره مرسی با بت این که کشتیش مرسی واقعا جبران می کنم....


+:کارمندای زن دورم گرفتن و حالمو پرسیدن ...

جیمین بردم خونه و ....‌



در خماری بمانید 😅😅
دیدگاه ها (۱)

او مای گادددد

خودکشی با عشق پارت ششم+:بلند شدم دیدم توی یه انبارم یه دفعه...

خودکشی با عشق پارت پنجم +:بلند شدم دیدم جیمین خوابیده رو کان...

Part 3

part 9

Part 13

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط