{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خودکشی با عشق

خودکشی با عشق

پارت پنجم

+:بلند شدم دیدم جیمین خوابیده رو کاناپه روش پتو گذاشتم صبحونه آماده کردم و بیدار شد
..

&:یه بویی اومد تو دماغم بلند شدم دیدم ا/ت صبحونه درست کرده بلند شدم و صبحونه خوردیم ا/ت رو بردم تا بانداژ برای دستش ببندم
یهوگوشیم زنگ خورد و برش داشتم......... به ا/ت گفتم که زود میخوام برم شرکت یه مشکلی پیش اومده....


+:جیمین منم بیام تروخدااا؟

&:نه بمون شما درست کن سریع میام باشه؟


+:باشه...

رفتم بیرون تا مواد غذایی که میخوام درست کنم و بگیرم حالت تهوع گرفته بودم دوبار تا برسم به سوپر مارکت آوردم بالا یه داروخانه جفت سوپر مارکت بود سریع رفتم بیبی چک گرفتم برگشتم خونه ..... ..... وسیله هارو گذاشتم رو میز و بیبی چک رو آماده کردم .

۲ مین بعد :

+:م.....من مامان شدم واییییییییییی (خوشحالی)


+: غذا رو آماده کردم و دوباره رفتم بیرون تا کیک برای سوپرایز جیمین بگیرم توراه یه دفعه یه دستمال گذاشته شد رو دهنم و .........

سیاهییییییی



منتظر باشید🤭🥲
دیدگاه ها (۱)

خودکشی با عشق پارت ششم+:بلند شدم دیدم توی یه انبارم یه دفعه...

خودکشی با عشق پارت هفتم &:دیدم یکی از پشت داره علامت هیس مید...

جندوکیی

اوههه

سناریو ریندو(یک روز عادی با ریندو)

پارت ۸🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤‌ویو جونگ کوک🖤صبح با نوری که به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط