{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به یاد آور نگاهی را که از تو دور خاهد شد

به یاد آور نگاهی را که از تو دور خاهد شد
قدمهایی که با رفتن نتِ سنتور خاهد شد
همان مجنون تر از لیلی، که بود آواره ات خیلی
به ناچاری و بی میلی از اینجا دور خاهد شد
چه بی زاینده هرآهش، چه بی خاجو گذرگاهش
بیاتِ اصفهان ماهش تهی از شور خاهد شد
تو می مانی خمار اینجا، غریبِ روزگار اینجا
در اندوهِ بهار اینجا، خزانت جور خاهد شد
تمامِ برگها زرد و نصیبِ تو فقط درد و
پس از این هرشبت سرد و چه سوت و کور خاهد شد
نخورده قهوه یِ فنجان، سکوتی مانده در ایوان
برویِ شیشه ها باران، گُلِ هاشور خاهد شد
امان از این جدایی ها، که بعد از آشنایی ها
خدا با آن خدایی ها به آن مجبور خاهد شد
خداحافظ، اگرچه اشک شد شعرت ولی روزی
جهان مست از همین دریاچه یِ انگور خاهد شد
دیدگاه ها (۷)

به یاد آور نگاهی را که از تو دور خاهد شدقدمهایی که با رفتن ن...

رضا نظری ایلخانی

MIDNIGHT BET

از صبح که در قوطی ابی را باز کردم همینطور داری مقدمه میچینی،...

من یه دخترم …با احساسات دخترانه ….سختم نکنید!مهربانم…سنگم نک...

دوسـتـت دارم هايِ تُومـرا هوايي كردحـالا ديگـر رويِ ابــرها ...

تو رو دیدم یهو دلم ریخت :)#عاشقانه #love #موسیقی

والپیپر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط