{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت هفت فرشته ی خطر ناک

پارت ۵ هفت فرشته ی خطر ناک
(همچنان جیمین و نامجون در حال حرف یدن با همدیگه بودند تا شب)
نامجون:جیمین به نظرت شب ها اینجا زیاد ساکت نیست؟
جیمین:هوووم از چه نظر اینو میگی؟
نامجون:مثلا شب ها خدی طبیعت صدای جیر جیرک میاد صدای گرگ میاد یا حتی صدای جغد اینجا خیلی ساکته عصابم بهم ریخت
جیمین:اره منم تعجب کردم همه ی انسان ها اینطورین؟از همه بدتر فردا قزازه تنها بمونیم
راستی نامجون رفته بودم دستشویی تهیونگ بهم گفت که تمام خدمت کار هاشو مرخص کنه
نانجون:چی؟😖ما اینجا توی این خونه ی وحشتناک سکته میکنم چه برسه اینکه هیچکس توی این خونه نباشه فقط من و تو تنها باشیم
جیمین:اممم میتونیم کاری کنیم امشب به اسمون اطلاع بدیم که که جیهوپ بیاد پیشمون
نامجون:امید وارم که جیهوپ بیاد امشب باید یه کاری کنبم که بیاد ولی اگه بیاد خیلی بد میشه
جیمین:چرا؟؟😞
نامجون:شوخی میکنی؟خب یه ذره منطق داشته باش اخه مگه خونه ی ماهست که دعوتش کنیم بیاد اینجا خونه ی تهیونگه و ما اجازه نداریم که بدون اطلاع به تهیونگ کس دیگه رو بیاریم اینجا
جیمین: خب به تهیونگ میگیم
نامجون:بگو ولی فک نکنم که قبول کنه
( در اتاق نامجون و جیمین زده شد و یکی از خدمت کار های تهونگ اومد توی اتاق )
خدت کار :ببخشبد اقایون وقت شامه
دیدگاه ها (۷)

امروز تولد بیبیمونه😭😭😭😭😭

میشه این شوهرم باشه

امتحانمو این دست کیه اولین نفری که تشخیص بده پیجشو شات میکن...

شوهرمه خوهشا نگاش نکن

رمان

گل خونی پارت 1تهیونگ خانواده شو از دست میده  توی تصادف تا چن...

dangers love (pt 8)جیمین به نزدیکای کلوپ رسید،با تعجبی بسیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط